سینه باشد صد در لفظ عرب
صدر دیوانخانه ماهست پشت
صد هزاران حکم ناحق می دهد
گر گذاری یک قران او را به مشت
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
سینه باشد صد در لفظ عرب
صدر دیوانخانه ماهست پشت
صد هزاران حکم ناحق می دهد
گر گذاری یک قران او را به مشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیت شعر به مفاهیم عمیق اجتماعی و سیاسی اشاره دارد. در آن به نقد وضعیتی اشاره شده که در آن قدرت و مقام، پیامدهای نابرابری و بیعدالتی را به همراه دارد. شاعر به این نکته میپردازد که در دنیای عربی، ممکن است افراد از قدرت خود سوءاستفاده کنند و احکام نادرستی صادر کنند. این موضوع به نوعی انتقاد از سیستمهای حکومتی و جامعه است که به جای انصاف و عدالت، تنها به منافع خود فکر میکنند.
هوش مصنوعی: سینه مانند یک صد در است که در زبان عربی به معنای “صدر” و در واقع نمایانگر فضایی است که میتوان در آن احساسات و اندیشهها را به نمایش گذاشت. همچنین، این بیانگر نقش و جایگاه ماه است که دلیلی برای حضور در این فضا و برقراری ارتباط با دیگران میباشد.
هوش مصنوعی: بسیاری از تصمیمات نادرست و بیاساس اتخاذ میشود، اگر فقط یک قران از او بگیرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با کُروز و خرمی، آهو به دشت
می خرامد چون کسی کو مست گشت
در حدود ری یکی دیوانه بود
سال و مه کردی به سوی دشت گشت
در تموز و دی به سالی یک دو بار
آمدی در قلب شهر از طرف دشت
گفتی ای آنان کتان آماده بود
[...]
مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت
مرتضی بی او نمیشد در بهشت
نام شهری گفت و زان هم درگذشت
رنگ روی و نبض او دیگر نگشت
در حدود ری یکی دیوانه بود
سال و مه کردی به کوه و دشت گشت
در بهار و دی به سالی یک دو بار
آمدی در قلب شهر از طرف دشت
گفت ای آنان که تان آماده بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.