بر گل ترا که گفت ز سنبل برار خط
وز مشک ناب بر ورق گل نگار خط
بی خط به بندگی تو اقرار کرده ایم
آخر چه حاجتست خدا را میار خط
بر عارض چو آب تو حسن دگر فزود
تا سبز شد به دور رخت بر عذار خط
اندر میان خط بنشاند آفتاب را
تا بردمید بر رخت از هر کنار خط
دود دل من است که در عارضت گرفت
یا می کشد ز غالیه مشک تتار خط
خطّت که ناسخ لب یاقوت فام شد
ننوشت ابن مقله چنین آبدار خط
با لطف خط خوب به خطت کجا رسید
ابن حسام اگر بنگارد هزار خط



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش زیبایی معشوق خود میپردازد و از خطوط و نشانههای او به عنوان نشانههای عشق و زیبایی یاد میکند. او اعتراف میکند که حتی بدون خط معشوق هم به عشق و بندگی او افتخار میکند و از تأثیر عارضش بر دل خود سخن میگوید. در عین حال، زیبایی خط معشوق را با خطاطی مشهور ابن مقله مقایسه میکند و به این موضوع اشاره دارد که زیبایی معشوق فراتر از تمامی هنرهاست. شاعر در نهایت بیان میکند که اگر خودش هم بخواهد زیبایی معشوق را ترسیم کند، هزار بار هم که کوشش کند، به آن زیبایی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: بر گل تو که گفت از سنبل زودتر برآید خط، و از مشک خالص بر روی گل نوشته میشود.
هوش مصنوعی: ما بیهیچ خطی به بندگی تو اعتراف کردهایم، پس چه نیازی به نشانگذاری برای خداوند است؟
هوش مصنوعی: به روی تو همچون آب، زیبایی دیگری افزوده شد، به طوری که با دور رخت، خط سبز بر چهرهات نمایان گشت.
هوش مصنوعی: در میان خطی که رسم شده، آفتاب را قرار داد تا هنگامی که طلوع کند، نورش بر چهرهات از هر سمت بتابد.
هوش مصنوعی: دل من پر از عواطف است که در حضور تو بختک میشود، یا بوی خوش عطر مشک تو مرا در خود غرق میکند.
هوش مصنوعی: وقتی طرحت به زیبایی و جذابیت رنگ یاقوت درآمد، هیچکس نتوانسته است به زیبایی ابن مقله، خطی اینچنین زیبا و شگفتانگیز بنویسد.
هوش مصنوعی: ابن حسام با خط زیبا و خوشش میگوید که اگر کسی به دقت به نوشتههایش نگاه کند، متوجه خواهد شد که هزاران حرف و معنا در آن نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
دارم غبار خاطر از آن مشکبار خط
جانا، محقق است که جز کاتب ازل
بر برگ لاله ات ننوشت از غبار خط
یاقوت جوهر دهنت آب زندگیست
[...]
گر من ز شوق یار فرستم بیار خط
یکحرف ازان ادا نشود در هزار خط
خوش صفحه ییست روی تو یا رب که تا ابد
هرگز بر آن ورق نفشاند غبار خط
ما را بدور حسن تو با نوخطان چکار
[...]
گر من ز شوق خویش نویسم بیار خط
یک حرف از آن ادا نشود در هزار خط
خوش صفحه ایست روی تو، یارب! که تا ابد
هرگز بر آن ورق ننشاند غبار خط
ما را بدور حسن تو با نو خطان چه کار؟
[...]
گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
شد شاهد جمال ترا پرده دار خط
بنشست گرد رشک بر آیینه ماه را
تا ماه من نمود بگرد عذار خط
روزم بسان شمع سیه شد ز دود آه
[...]
آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
در دور روی یار نمود اعتبار خط
سنبل چسان کشد سر خود در بنفشه زار
از پا فتاد زلف تو در روزگار خط
بر روی خویش تیغ جفا را چه می کشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.