طرفه طوطیّ شکّرستانیم
عندلیب هزار دستانیم
طایر آشیان لاهوتیم
تو چه دانی که ما چو مرغانیم
در زوایای قدس معتکفیم
محرم بزم عیش سلطانیم
درد و درمان ما بجوی که ما
گاه دردیم و گاه درمانیم
دیگران گو نبشته برخوانید
زان که ما نانبشته میخوانیم
جان به ما شاد و ما به جانان شاد
جان جانیم و جان جانانیم
ما چو ابن حسام در رخ دوست
همچو گل تازهروی و خندانیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با استعارههایی همچون طوطی و عذلیب به بیان صفات و حال و هوای خویش میپردازد. او خود را به عنوان مخلوقاتی لاهوتی و آشیاندار در زوایای قدس معرفی میکند و به ارتباط عمیق و شادابش با معشوق اشاره دارد. در این شعر تفکر درباره درد و درمان نیز مطرح است، بهطوری که شاعر گاه در درد و گاه در حال درمان است. او تأکید میکند که این حال و هیجان را باید در حالی که دیگران نوشتههای خود را میخوانند، خود زنده و مشتاق به صورت نانوشته تجربه کند. در نهایت، عشق به معشوق و شادابی در این رابطه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ما مانند طوطیهای خوشزبان در باغ شکر هستیم و مانند بلبلهایی هستیم که هزار آهنگ و سرود دارند.
هوش مصنوعی: پرندهای که در آشیانههای ملکوتی ساکن است، تو چه میدانی که ما هم مانند پرندگان دیگر هستیم؟
هوش مصنوعی: ما در گوشههای مقدس به عبادت نشستهایم و در جمع شادمانیهای پادشاه حاضر هستیم.
هوش مصنوعی: به دنبال شناخت درد و درمان خود باش، زیرا گاهی در حال رنج بردن هستیم و گاهی در حال بهبودی.
هوش مصنوعی: دیگران به ما میگویند که نوشتهها را بخوانیم، اما ما از روی نانوشتهها (اشعار، احساسات و تجربیات) میخوانیم.
هوش مصنوعی: زندگی ما با خوشی و شادی به جانان وابسته است. ما خود به شادابی و خوشی میرسیم و جان ما در این ارتباط با جانان میدرخشد.
هوش مصنوعی: ما همچون ابن حسام در برابر دوست، مانند گلی تازهروی و شاداب هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکر اسلام کرد مادانیم
کین زمان مرد راه ایمانیم
ما که با داغ نام سلطانیم
ختلی آن به که خوش ترک رانیم
تا ز شوق تو مست و حیرانیم
ره به هستی خود نمیدانیم
تو چه دانی که ما چه مرغانیم
هر نفس زیر لب چه می خوانیم
چون به دست آورد کسی ما را
ما گهی گنج گاه ویرانیم
چرخ از بهر ماست در گردش
[...]
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.