ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو
بر دلم از قد و خدت خانه یکی و ماه دو
ریخت دو چشمت از دلم خون عذار عذر خواست
ای همه عذر تو نکو عذر یکی گناه دو
جان ز لبت دو بوسه خواست گفت بساز بر یکی
ای دهنت زما به تنگ خواه یکی و خواه دو
ملک دلم خراب کرد سوز درون و آب چشم
چون نشود خراب ملک ، ملک یکی و شاه دو
گه به پنای آن دو زلف گاه بسایه قدت
ابن حسام را نگر سایه یکی پناه دو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و او را به زهره و ماه تشبیه میکند. عشق او برای معشوقش به قدری عمیق است که تمام دلش را تحت تأثیر قرار داده و به دو چهره او دل بسته است. با این حال، شاعر از درد و رنجی که این عشق برایش به وجود آورده است صحبت میکند و از عذرخواهی محبوبش تحت تأثیر قرار میگیرد. همچنین به زلفهای محبوبش اشاره کرده و از سایه آنها به عنوان پناهگاه یاد میکند.
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا با جبینی درخشان و دو رخ چون زهره و ماه، تو با قامت و خط زیبایت، منزلگاهی دل انگیز برای من هستی.
هوش مصنوعی: نگاه زیبای تو قلب مرا به درد آورده است و حالا خواستهام از تو عذرخواهی کنم. اما بگذار بگویم که هر چه عذر و بهانهای برای این درد و زیان پیش بیاوری، در دل من هرگز نمیتواند از گناه آن کم کند.
هوش مصنوعی: دل من از لبهای تو دو بوسه طلب کرد و تو گفتی یکی را بپذیر. حالا بر من به درخواستی زبانی کن، که آیا یکی را میخواهی یا دو تا را؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر نعمتهای عشق و محبت آتش میزند و اشک بریزم. اما اگر سرزمین دل بر باد برود، فقط یک پادشاه و دو سلطنت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: گاهی به پناه آن دو زلف میروم، و گاهی به سایهی قامت تو، ای ابن حسام! پس سایهای که میبینی، پناهی است برای من.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.