ای به سر کوی تو مسکن و مأوی مرا
خاک درت خوشتر از جنت اعلی مرا
روی توام در نظر فکر توام در ضمیر
بهتر از این چون بود صورت و معنی مرا
گوشهنشینان کنند دعوی هر قبلهای
قبلهٔ ابروی توست کعبه دعوی مرا
دانهٔ خال تو شد راهزن زهد من
عشق تو بر باد داد خرمن تقوی مرا
من که شدم کشتهٔ آن بت عیسی سرشت
بو که حیاتی دهد از دم عیسی مرا
خاطر مسکین به هجر چون ره تسکین برد
گر ندهد مژدهای وصل تسلی مرا
گر شود ابن حسام در غم عشقش تمام
بس بود این دولت از دنیی و عقبی مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت خود به معشوق میپردازد و جاذبههای او را برتر از همه چیز میداند. او کوی محبوبش را مأوای خود میشناسد و زیباییهای صورت و دل او را آرزوی خود میداند. عشق به معشوق به گونهای است که همه زهد و تقوا را تحتالشعاع قرار میدهد و او را به عمق ذاتی و معنویتری میکشاند. هجران و فراق معشوق برای شاعر سخت و جانسوز است و او در نهایت به این نتیجه میرسد که اگر عشق او به حضرت محبوبش به کمال برسد، برایش کافی است و دنیای مادی و آخرت را فدای آن عشق میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که سرای من در کنار توست، خاک زیر پای تو برای من از بهشت برتر و دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: من همیشه در فکر تو هستم و چهرهات در نظر من است. این که چطور میتوان صورت و معنای من بهتر از این باشد، برایم سوالی است.
هوش مصنوعی: نشستههای گوشهنشین هر کدام مدعی هستند که زاویه نگاهشان نسبت به دنیا و معشوقشان، صحیح و والا است، اما برای من کعبه و قبله اصلی، ابروی توست که در حقیقت، نشانه عشق و آرزوهای من به شمار میرود.
هوش مصنوعی: خال و نازک دانهٔ تو سبب شد تا تقوای من به بازیچهٔ عشق تو تبدیل شود و مؤلفههای زهد و پارساییام را به باد دهد.
هوش مصنوعی: من که فدای آن معشوقی شدم که مانند عیسی است، آیا او نمیتواند به من زندگی دوبارهای دهد؟
هوش مصنوعی: دل بیچارهام در دوری معشوق به دنبال آرامش میگردد، اگر خبری از وصال او به من نرسد، دیگر چیزی نمیتواند مرا تسکین دهد.
هوش مصنوعی: اگر ابن حسام در غم عشقش تمام شود، همین اندازه برای من از دنیا و آخرت کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای آنکه عفو کامل و احسان سابقت
برداشت رعب و امید و بیم را
در حل و عقد نظم جهان دست قدرتت
برهان نمود معجز کف کلیم را
شرمنده دو لفظ تو از تو نواخت یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.