مقصود ترک اول سالک نجات بود
گنج نجات زیر طلسم ثبات بود
چون قوت ثبات و حیات و نجات یافت
بازش بذروه ی درجات التفات بود
حاصل شدش ز سلوت خلوت خلوص قلب
گرچه ز نفس غیر حرم سومنات بود
جانش طهارت دو جهان کرد ز آب صدق
در مسجد الحرام و صفا در صفات بود
علم و نظر شد آنچه ملک بود و آدمی
نور بصر شد آنچه جماد و نبات بود
پای نفس چو بر سر ایوان دل نهاد
دنیا و اخرت بر او ترهات بود
در هر قدم که بر در سلطان جان نهاد
نفی دو عالم و عدم کائنات بود
آندم کز آدم و از امامی اثر نبود
چه جای خاک مکه و آب هرات بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به جستجوی سالک برای نجات اشاره شده است. نجات به عنوان گنجی ارزشمند توصیف میشود که در تحت طلسم ثبات قرار دارد. وقتی سالک به قوت ثبات و حیات دست مییابد، به درجات بالاتری توجه میکند. او با خلوت و خلوص قلب به طهارت دست مییابد و این طهارت را در مکانهای مقدس مانند مسجد الحرام تجربه میکند. علم و بینش او به سطحی میرسد که همه چیز از جمله انسان و طبیعت برای او مفهوم جدیدی پیدا میکند. سالک وقتی بر دل خود پا میگذارد، دنیا و آخرت را بیاهمیت میبیند و در هر قدمی که برمیدارد، دو عالم و نبود کائنات را نفی میکند. در نهایت، به این نکته اشاره میشود که در جایی که آدم و امام اثر ندارند، مکانها و آبهای مادی بیمعنا میشوند.
هوش مصنوعی: هدف سالک در آغاز مسیر، پیدا کردن نجات و رهایی بود، اما برای رسیدن به این نجات، باید از موانع و ثباتی که وجود داشت، عبور کند. گنج واقعی نجات در زیر این موانع پنهان شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که نیروی پایداری، زندگی و نجات فراهم شد، او به درجات و مقامهای بالاتری توجه کرد.
هوش مصنوعی: نتیجهای که از تنهایی و آرامش در دل به دست آمد، هرچند که ممکن است تحت تأثیر نفسی غیر از خودمان یا محیطهای پرجوش و خروش قرار گرفته باشد.
هوش مصنوعی: جان او با آب صداقت در مکان مقدس، پاکی و طهارت دو جهان را برقرار کرد و صفات او نیز در این پاکی تجلی یافت.
هوش مصنوعی: علم و دانش باعث شده که آنچه متعلق به پادشاهی و سلطنت بود، به دست انسانها بیافتد و دید انسان به چیزهایی که قبلاً بیروح و غیرزندگی محسوب میشدند، روشن و واضح شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که نفس آدمی بر لبه ی دل قرار میگیرد، تمامی امور دنیوی و آخرتی برای او بس بیاهمیت و بیارزش میشود.
هوش مصنوعی: هر قدمی که انسان در حضور سلطان جان بردارد، باعث میشود که در آن لحظه، دنیای مادی و وجود همه چیز نادیده گرفته شود.
هوش مصنوعی: در آن زمان که نه نشانی از انسان و امام وجود داشت، چه دلیلی برای اهمیت خاک مکه و آب هرات بود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یعنی که در صفاتش اندیشه مات بود
میگفت بندهام من و سلطان ذات بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.