ناخورده شراب میخروشیم
خود تا چه کنیم؟ اگر بنوشیم
آنگاه شنو خروش مستان
این لحظه هنوز ما خموشیم
کو تابش می که پخته گردیم؟
از خامی خویش چند جوشیم؟
چون می نخرند زهد و تقوی
پس بیهده ما چه میفروشیم؟
از جام طربفزای ساقی
یاران همه مست و ما به هوشیم
گر غمزهٔ مست او ببینیم
هیهات! که باز چون خروشیم؟
هر چند بدو رسید نتوان
لیکن چه کنیم؟ هم بکوشیم
شب خوش بودیم بیعراقی
امروز در آرزوی دوشیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حالتی از سرمستی و شوق اشاره دارد که با وجود نداشتن شراب، از درون میجوشد. او از تابش می صحبت میکند و میخواهد از خامی خود رها شود. زمانی که زهد و تقوی ارزش چندانی ندارند، شاعر به فکر میافتد که چه چیزی را میتواند بفروشد. در جمع دوستان، او به هوش و هشیار است در حالی که دیگران مست هستند و به غمزهی معشوق میاندیشد. نهایتاً، با وجود موانع، او حسرت شبهای خوش گذشته را میخورد و در آرزوی گذشتۀ خود است.
هوش مصنوعی: ما بدون اینکه شرابی نوشیده باشیم، با شور و هیجان در حال فعالیت و هیاهو هستیم. حالا اگر بنوشیم، دیگر چه کار خواهیم کرد؟
هوش مصنوعی: بشنو صدای شاداب و پرجنبوجوش این لحظه، در حالی که ما هنوز سکوت کردهایم.
هوش مصنوعی: در جستجوی نوری هستیم که ما را به کمال برساند. چرا باید از ناپختگی و خامی خود بیوقفه ناله کنیم؟
هوش مصنوعی: وقتی مردم به زهد و تقوا بهایی نمیدهند، چرا ما در این زمینهها تلاش و کوشش بیفایدهای انجام دهیم؟
هوش مصنوعی: از جامی که ساقی میریزد، دوستان همه در حال شادابی و مستی هستند، اما ما هنوز هوشیاریم.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای او را ببینیم، بعید است که به حالت واقعی خود بازگردیم و دوباره همانطور که قبل از آن بودیم، با صدای بلند و خروش زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: هرچند نمیتوانیم به او برسیم، اما چه کاری از دست ما ساخته است؟ فقط میتوانیم تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: شب خوبی را در کنار هم داشتیم و امروز در آرزوی شب گذشته هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افلاسخرانِ جانفروشیم
خز پارهکن و پلاس پوشیم
ناخورده شراب میخروشیم
بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم
از بیخبری خبر نداریم
پس بیهده ما چه میخروشیم؟
تا چند پزیم دیگ سودا؟
[...]
هر دم که ز باده تو نوشیم
بس روشن جان و تیزگوشیم
چو گل ز خوشی به خنده کوشیم
هر چند لباس ژنده پوشیم
در دور فنا چو می بجوشیم
نوبت چو به ما رسد بنوشیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.