تا کی همه مدح خویش گوییم؟
تا چند مراد خویش جوییم؟
بر خیره قصیده چند خوانیم؟
بیهوده فسانه چند گوییم؟
ای دیده بیا، که خون بگرییم
وی بخت، بیا، که خوش بموییم
ما را چو به کام دشمنان کرد
آن یار که دوستدار اوییم
نگذاشت که با سگان کویش
گرد سر کوی او بپوییم
دانم که روا ندارد آن خود
کز باغ رخش گلی ببوییم
زین به نبود، کز آب دیده
خیزیم و گلیم خود بشوییم؟
گردی است به راه در، عراقی
آن گرد ز راه خود بروبیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقاد از مدح و ثنای بیفایده خود و دیگران میپردازد و به تکرار مداوم جستجوی مرادهای شخصی و لاف زدنهای بیهوده اشاره میکند. او با دلتنگی از محبوبی یاد میکند که هرگز به او دسترسی ندارد و حتی مواجهه با دشمنان را نیز پذیرا میشود. شاعر به چگونگی دوری از یار خود و عدم توانایی در دیدن او اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید از غم و اندوه رها شود و به سمت آیندهای بهتر حرکت کند. این شعر بیانگر حسرت و ناامیدی او از عشق و زمانهاش است.
هوش مصنوعی: چه زمانی باید به تعریف و تمجید از خود ادامه دهیم؟ تا چند وقت به دنبال آرزوهای خود باشیم؟
هوش مصنوعی: چندین شعر زیبا بسازیم؟ چرا بیهوده داستانهای بیاساس بگوییم؟
هوش مصنوعی: ای دیده، بیایید تا با هم گریه کنیم، و ای بخت، بیایید تا با خوشی و زیبایی زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: دوست ما به دست دشمنان ما را به خواستههایشان راضی کرد.
هوش مصنوعی: اجازه نداد که با سگان در خیابان او پرسه بزنیم.
هوش مصنوعی: میدانم که درستی ندارد از خود آن معشوق، که از باغ زیبایش بویی بگیریم.
هوش مصنوعی: از این حالت رهایی نیست که از اشکهایمان بلند شویم و فرش زندگیامان را تمیز کنیم؟
هوش مصنوعی: در راهی که به در میرسد، گرد و خاکی وجود دارد؛ عراقی (با نگاهی کنایهآمیز) آن گرد و غبار را از مسیر خود برمیدارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهری است بزرگ و ما دروییم
آبی است حیات و ما سبوییم
بویی به مشام ما رسیده است
ما زنده بدان نسیم و بوییم
بازیچه مدان، تو خواجه، ما را
[...]
زنده به حیات عشق اوئیم
پیوسته به عشق او نکوئیم
ما ساده دلیم و آینه هم
با او یک رو و رو بروئیم
گوئیم هر آنچه او بگوید
[...]
آزار دل کسی نجوییم
چیزی که نباشد آن نگوییم
بنشین نفسی که راز گوییم
احوال گذشته باز جوییم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.