عشق شوقی در نهاد ما نهاد
جان ما را در کف غوغا نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
آتشی در پیر و در برنا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خاک فتنه بر رخ زیبا نهاد
از پی برگ و نوای بلبلان
رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد
فتنهای انگیخت شوری درفکند
در سرا و شهر ما چون پا نهاد
جای خالی یافت از غوغا و شور
شور و غوغا کرد و رخت آنجا نهاد
نام و ننگ ما همه بر باد داد
نام ما دیوانه و رسوا نهاد
چون عراقی را، درین ره، خام یافت
جان ما بر آتش سودا نهاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و شور و شوقی است که در دل عاشقانهای نشسته است. شاعر از آغاز داستان دلبران و آرزوهای درونی سخن میگوید و به تاثیر عشق بر عقل و جنون انسانها اشاره میکند. او نشان میدهد که عشق، مانند آتشی است که در جوانان و پیران تاثیر میگذارد و جلوههای زیبا و فتنههای آن در جامعه پخش میشود. در نهایت، شاعر با بیان عواقب این عشق و دیوانگی، احساس خود را در آتش سودا و آشوب عاطفی عنوان میکند.
هوش مصنوعی: عشق، شوق و هیجانی را در وجود ما ایجاد کرده است و روح ما را در میان شور و هیاهو قرار داده است.
هوش مصنوعی: داستان زیباییها را شروع کرد و آرزویی را در دل عاشق بیقرار قرار داد.
هوش مصنوعی: داستان زیبا و دلکش محبت، تاثیری شگرف بر افراد جوان و پیر میگذارد و شعلهای از عشق و احساس را در دل آنها میافروزد.
هوش مصنوعی: رمز و رازی از اسرار شراب به دست آورد و تمامی اسرار شادابی و شادی را در بیابان افشا کرد.
هوش مصنوعی: عقل دیوانه در دست لیلی جان خود را فدای او کرد و وامق عشق خود را به عذرا تقدیم نمود.
هوش مصنوعی: برای دلهای پرآشوب و سرمست، خاک فتنه را بر چهره زیبا پاشیدند.
هوش مصنوعی: به دنبال برگها و آواز بلبلان، رنگ و بویی زیبا بر گلهای خوشبو و دلربا افزوده شد.
هوش مصنوعی: دلهرهای ایجاد کرد که شور و شوقی در دلها و دیار ما برانگیخت، وقتی که وارد شد.
هوش مصنوعی: در جایی که شلوغی و هیاهو وجود داشت، او مکانی آرام پیدا کرد و در آنجا استراحت کرد و زندگی جدیدی آغاز کرد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر رفتار خود، همه چیز را از دست دادیم و اکنون نامی رسوا و دیوانه به ما تعلق گرفته است.
هوش مصنوعی: عراقی را در این مسیر، بیتجربه و خام یافتم و جان ما را به آتش عشق و آرزو سپرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
[...]
عاشقی کو سر به پای ما نهاد
روی خود در جنت المأوا نهاد
از سر دنیی و عقبی درگذشت
هر که پا با ما درین دریا نهاد
بر در میخانه هر کو بار یافت
[...]
روی با ابسال در صحرا نهاد
در فضای جانفشانی پا نهاد
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبانِ ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
دمبدم در هر لباسی رخ نمود
[...]
چون به میدان شهادت پا نهاد
پا برون از ملک اَو اَدنی نهاد
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.