آنچه گفتهاند که عاشق را در عشق محو و فنا حاصل شود حق است و سر این سخن در قصۀ آن خوب روی کنعانی و آن لطیف صنع یزدانی ظاهر شده است و آنچه صواحبات در غلبه مشاهدۀ او بفناء اوصاف موصوف شدند و از الم قطع بیشعور شدند وقَطّعْنَ اَیْدیَهُنّ و از غایت بیشعوری منظور را از عالم انسانیت بیرون بردند و بملکیت ذکر کردند اِنْ هذا اِلاّ مَلَکُ کَریمٌ واگر ملک کریم خوانی باشد که آن جمال دیدند آنچه از او این عبارت کردند اِنْ هذا اِلّا مَلَکٌ کَریمٌ.
گفتم که توئی گفت منم چون تو نئی.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و اثرات عمیق آن بر عاشق میپردازد. او با اشاره به داستان یک معشوق زیبا، از حال و هوای عاشقان صحبت میکند که در مقابل زیبایی او محو و نابود میشوند. این محو شدن باعث میشود که آنان از خود بیخود شوند و حتی در تأثیر عشق، دستشان را بر روی خودشان بیندازند. در نهایت، عشق چنان قدرتی دارد که عاشق را به ملکوت و جاودانگی رهنمون میسازد، و در دیالوگ شاعر با معشوق، او به وضوح بیان میکند که این عشق هر چه باشد، تنها تجلی ملک کریم است.
هوش مصنوعی: عاشق به واقع در عشق خود محو و نابود میشود و این حقیقت در داستان زیباییهای یوسف پیامبر و جذابیتهای او نمایان است. دوستانی که در مواجهه با یوسف دچار حیرت و شگفتی شدند و تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفتند، به خاطر شدت شگفتی، دستهای خود را بریدند و از درک و فهم خود خارج شدند. آنها به جای اینکه به انسانیت خود توجه کنند، او را به عنوان یک ملک کریم شناختند و گفتند که او چیزی جز یک فرشته زیبا نیست.
هوش مصنوعی: گفتم تو هستی و او گفت من هستم، چون تو وجود نداری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.