بس تازه و تری چمن آرای کیستی
نخل امید و شاخ تمنای کیستی
روز آفتاب روزن و بام که می شوی
شبها چراغ خلوت تنهای کیستی
رنگت چو بوی دلکش و بویت چو روی خوش
حوری سرشت من گل رعنای کیستی
گل این وفا ندارد و گلزار این صفا
ای لاله ی غریب ز صحرای کیستی
حالا ز غنچه ی دل ما باز کن گلی
در انتظار وعده ی فردای کیستی
ای گل ز شرم دامن پاک تو در عرق
از جویبار چشم گهر زای کیستی
چون من به بند عشق تو صد ماهر و اسیر
تو زلف داده تاب بسودای کیستی
بزمی پر از پریست فغانی تو در میان
دیوانه ی کدامی و شیدای کیستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک شخص خاص است که شاعر با پرسشهای گوناگون تلاش میکند تا هویت و ماهیت آن فرد را دریابد. شاعر از ویژگیهای ظاهری و باطنی آن شخص صحبت میکند و با احساساتی عمیق به توصیف عشق و وابستگی خود میپردازد. او با استفاده از تصاویری همچون گل و نخل و چراغ، به تجلی عشق و امید اشاره میکند و از حالتی از حیرت و شگفتی در برابر زیبایی و رازآلودگی معشوق خود سخن میگوید. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که در جستجوی شناخت عمیقتری از محبوب خود است.
هوش مصنوعی: بسیار سرزنده و تازهای، ای کسی که مانند درخت نخل نماد امید هستی و شاخ و برگ آرزوها را در خود داری.
هوش مصنوعی: در روز روشنایی و زندگی، جایگاه تو بر بام آسمان است؛ اما در شب، وقتی تنها هستی، چه کسی را در درون خود میبینی که به تو نور میدهد؟
هوش مصنوعی: رنگت زیبا و دلنواز است و بویت همچون عطر خوش یک پری است. زیبایی من به تو مربوط میشود و حالا میخواهم بدانم تو کیستی.
هوش مصنوعی: این گل وعده وفا ندارد و این باغ هم صفای واقعی ندارد. ای لالهی تنها، تو از کدام صحرا آمدهای؟
هوش مصنوعی: اکنون از دل پر از آرزوی ما گلی بزن، که در انتظار وعده فردا هستی تو کیستی؟
هوش مصنوعی: ای گل، به خاطر شرم تو، دامن پاکت از اشکها تر شده است. از چشمانت مانند جویباری که مروارید میزاید، چه کسی هستی؟
هوش مصنوعی: وقتی من به خاطر عشق تو گرفتار هستم و به زلف تو وابسته شدهام، بنابراین تو چه کسی هستی که اینقدر مرا جذب کردهای؟
هوش مصنوعی: مهمانی پر از زیبایی است و تو در این جمع دیوانهوار، به دنبال چه کسی هستی و شیفتهی کدامین فردی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
خرمن به باد داده و رسوای کیستی؟
در محفلی که موج پریزاد می زند
آیینه دار حسن دلارای کیستی؟
در پوست، رستخیز قیامت فکنده ای
[...]
ای موج گل نوید تماشای کیستی؟
انگاره مثال سراپای کیستی؟
بیهوده نیست سعی صبا در دیار ما
ای بوی گل پیام تمنای کیستی؟
خون گشتم از تو باغ و بهار که بوده ای؟
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.