ای دل میر اولیا بتو شاد
خلعت میر بر تو فرخ باد
روی دیوان او مزین گشت
تا ترا خلعت وزارت داد
لاجرم کار او کنی بنظام
لا جرم گنج او کنی آباد
خواست تا تو بدو ره آموزی
شغل او را قوی کنی بنیاد
بس گره کش زمانه سخت ببست
رای وتدبیر تو زهم بگشاد
خسته باد آن دلی و آن جگری
که بشادی تو نباشد شاد
که سزاوارتر به خلعت میر
از تو ای مهتر بزرگ نژاد
آنکه زاد ای بزرگوار ترا
از پی رادی وبزرگی زاد
از بزرگی ز خلق فرد تویی
وین چنین فرد آمدست آزاد
تا نباشد چو ارغوان نسرین
تا نباشد چو نسترین شمشاد
دیرزی وانکه عز تو طلبد
همچو تو شاد باد و دیر زیاد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در تهنیت به یک شخص برجسته به مناسبت دریافت خلعت وزارت است. شاعر از شادی و خوشحالی دل میگوید و به بزرگی و شایستگی او تأکید میکند. او در ادامه به تأثیر مثبت شخصیت و تدبیر این فرد بر امور جامعه اشاره میکند و امید دارد که با وجود او، کارها به سامان برسد. شاعر به اهمیت وجود چنین فردی در جامعه تأکید کرده و آرزو میکند که هر کسی همچون او، شاد و موفق باشد.整体上، شعر به ستایش مقام و ویژگیهای نیکوی شخصیتی میپردازد که مسئولیت بزرگی را بر عهده دارد.
هوش مصنوعی: ای دل، ای بهترین دوست و همراه، به تو تبریک میگویم که لباس شادتری به تو پوشانده شده و این خبر خوش برای تو نیکوست.
هوش مصنوعی: بر روی کتابهایش زینت داده شد تا به تو مقام وزارت را عطا کند.
هوش مصنوعی: بنابراین، اگر کار او را به درستی و با نظم انجام دهی، بدون شک میتوانی ثروت و داراییاش را شکوفا کنی.
هوش مصنوعی: او میخواست که تو به او راه و روش یاد دهی تا میتواند کارش را محکمتر و استوارتر پایهگذاری کند.
هوش مصنوعی: زمانه دشواریها و مشکلات زیادی را به وجود آورد که در نتیجه، ذهن و تدبیر تو توانست آنها را از هم بگشاید و راهحلهایی بیابد.
هوش مصنوعی: دل و جان کسانی که در شادی تو شاد نیستند، خسته و پریشان باد.
هوش مصنوعی: آیا کسی دیگر سزاوارتر از تو برای دریافت این مقام نیست، ای بزرگ زادگان؟
هوش مصنوعی: شما که به دنیا آمدهاید، ای بزرگوار، از پشتبانی خوب و بزرگی بهرهمند هستید.
هوش مصنوعی: تو به دلیل جایگاه بزرگی که در میان مردم داری، فردی خاص و منحصر به فرد هستی و چنین فردی از قید و بندها آزاد آمده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که گل ارغوان وجود نداشته باشد، نسرین هم پیدا نخواهد شد و وقتی نسترین نیست، شمشاد هم نخواهد بود.
هوش مصنوعی: هر که شادمانی تو را بخواهد، باید خودش هم شاد باشد و اگر دیر بجنبد، بهتر است که همچنان به شاد بودن خود ادامه دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعدموی غالیهبوی
[...]
گر فراموش کرد خواجه مرا
خویشتن را به رقعه دادم یاد
کودک شیرخواره تا نگریست
مادر او را به مهر، شیر نداد
هر که بود از یمین دولت شاد
دل بمهر جمال ملت داد
هر که او حق نعمتش بشناخت
میر مارا نوید خدمت داد
طاعت آن ملک بجا آورد
[...]
پادشاهی برفت پاک سرشت
پادشاهی نشست حورنژاد
از برفته همه جهان غمگین
وز نشسته همه جهان دلشاد
گر چراغی ز پیشِ ما برداشت
[...]
آن شنیدی که حیدر کرار
کافران کشت و قلعه ها بگشاد
تا نداد او دو قرص نان جوین
هفده آیت خداش نفرستاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.