ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی
کردار من به پای سپردی و کوفتی
گرد هوای خویش گرفتی و تاختی
با تو به دل چنان که توان ساخت ساختم
بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی
نتوانی ای نگارین گفتن مراکه تو
از بندگان خویش مرا کم نواختی
گویا حدیث ما و توگفت، ای بت،آنکه گفت
«ای حق شناس رو که نکو حق شناختی »



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و درد جدایی از معشوق میپردازد. او از رفتار معشوق گلایه میکند که به او جفا کرده و از او دور شده است. شاعر به یاد میآورد که با تمام وجود سعی کرده است رابطهای زیبا بسازد، اما معشوق به او کم توجهی کرده است. در نهایت به نوعی حکمت اشاره میکند که عشق واقعی و شناخت درست حقایق را عمیقتر میسازد.
هوش مصنوعی: ای ترک! از نعمت عشق آگاه شدی، اما با رنج و عذاب، هر چه ساختی، غیر از آسیب و سختی نبود.
هوش مصنوعی: عمل و رفتار من را زیر سؤال بردی و به من آسیب زدی، در حالی که خودت را به هوای خودت سپردی و به سرعت حرکت کردی.
هوش مصنوعی: من با تو به قلبم آنچه را که میتوانستم، ساختم و تمام تلاش خود را برای بیوفایی تو کردم، اما در نهایت شکست خوردم.
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی به من بگویی که نمیتوانم سخن بگویم، زیرا تو به من کملطفی کردهای و مرا نسبت به بندگانت کمتر مورد توجه قرار دادهای.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که داستان ما و تو بیان شده است، ای محبوب، کسی که گفت: «ای کسی که حقیقت را میشناسی، به جلو بیا، چرا که تو به خوبی حقیقت را شناختهای».
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تو
از سنگ و روی و آهن سدی نساختی
پیش تو پشت مَعْن چو چوگان شدی ز شرم
گر با تو در سخا و کرم گوی باختی
ور دست تو بدیدی محمود زابلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.