تا خوید نباشد به رنگ لاله
تا خار نباشد به بوی خیرو
برفضل او گوا گذراند دل
گرچه گوا نخواهند از خستو
اندر میزد با خرد و دانش
اندر نبرد با هنر و بازو
از راستی چنانکه ره او را
گویی زده ست مسطره و سازو
ای زایران زبر تو آکنده
هم کیسه های لاغر و هم کندو
دست و زبان بدو نرسد کس را
آری به ماه بر نرسد لا تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تأمل در حقایق عمیق زندگی میپردازد و به وجود تضادها اشاره میکند. او میگوید که اگر هیچچیز نباشد، زیبایی و نیکی هم بیمعناست. با بررسی موقعیت انسان در برابر خُلق و خوی خود، او به این نکته میرسد که دانش و هنر در نابود کردن دشواریها مؤثرند، اما در عین حال، برخی ناتوانیها و مشکلات نیز وجود دارد که انسان را محدود میکند. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا به عمق وجود خویش نگاهی بیفکنیم و از افکار و کلمات به درستی استفاده کنیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خواب و آرامش نباشد، زیبایی و لطافت مانند رنگ لاله نیست و تا زمانی که بوهای خوش وجود نداشته باشد، خاری هم در کار نخواهد بود.
هوش مصنوعی: به رغم اینکه دل به نعمتهای او گواهی میدهد، هیچکس نمیخواهد از سر شوق و محبت به این موضوع اذعان کند.
هوش مصنوعی: با عقل و دانش به مبارزه دست میزند و در مقابل هنر و تواناییهای جسمی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: از صداقت و راستی به گونهای میتوان گفت که راه او همچون خطی پیوسته و منظم طراحی شده است.
هوش مصنوعی: ای مسافرانی که به زیارت میآیید، هم کیسههای کمپر و هم عسلزنان پر از عسل را با خود دارید.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به او دسترسی پیدا کند، زیرا حتی ماه هم نمیتواند به او برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.