در این دنیا بسی اندوهناکم
که از مردن نباشد هیچ باکم
یقین روز ازل تقدیر فایز
به آب غم عجین گردیده خاکم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در این دنیا بسی اندوهناکم
که از مردن نباشد هیچ باکم
یقین روز ازل تقدیر فایز
به آب غم عجین گردیده خاکم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از اندوه و ناامیدی خود در زندگی میگوید و تأکید میکند که از مرگ نمیترسد. او اعتقاد دارد که تقدیرش از همان آغاز در غم و درد نهفته بوده و این حالت برایش به نوعی سرنوشت طبیعی تبدیل شده است. در واقع، او نشان میدهد که زندگیاش پر از غم و اندوه است و این موضوع جزئی از وجود اوست.
هوش مصنوعی: در این دنیا غم و اندوه زیادی دارم، اما از مرگ هیچ ترسی ندارم.
هوش مصنوعی: از روز نخست، سرنوشت من گره خورده با آب اشک و غم بوده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روم آنجا سپارم جان پاکم
بر آمیزم به خاک ویس خاکم
چو آتش گرچه آخر نور پاکم
به اول نوبت آخر دودناکم
چو با ایمان فرو بردی بخاکم
نیاید از جهانی جرم باکم
چو خود برداشتی اول ز خاکم
مده آخر به طوفان هلاکم
مشو زین بیش در قصد هلاکم
گر آخر بر نمی گیری ز خاکم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.