جنونی در سرم ماوا گرفتست
سرم را سر بسر سودا گرفتست
خردگر این بود کاین عاقلانراست
خوش آنسرکش جنون مأوا گرفتست
ندارد چشم مجنون کس و گرنه
دو عالم را رخ لیلا گرفتست
بچشم خلق چون طفلان نمایند
که باز یشان زسرتا پا گرفتست
مسلمانان ره عقبی کدامست
دلم از وحشت دنیا گرفتست
بپای جان زغفلت هست بندی
و گرنه ره سوی عقبا گرفتست
مشو ای فیض بابیگانه همراز
چو وابینی ترا ازما گرفتست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جنون و عشق سخن میگوید که در دلش جا گرفته است. او به حالتی اشاره میکند که در آن عقل و خرد تحتالشعاع عشق قرار دارد و تنها جنون عشق است که میتواند آرامش خاطر او را فراهم کند. شاعر همچنین به بیتوجهی مردم به عشق و شور و حال مجنونان اشاره میکند و نشان میدهد که افراد عادی نمیتوانند درک کنند که عشق چگونه میتواند دو جهان را برای عاشق روشن کند. در پایان، خطاب به فیض میگوید که نباید با غریبهها همکلام شد، زیرا عشق او از جامعه و دیگران جداست.
هوش مصنوعی: در دل من دیوانگی جای گرفته و افکار شیطنتآمیز تمام وجودم را پر کرده است.
هوش مصنوعی: عقل سالم این است که عاقلان در مسیر درست حرکت کنند، ولی خوشا به حال آنهایی که در حال جنون، آزادی و مأوا یافتهاند.
هوش مصنوعی: چشم مجنون هیچ کس را نمیبیند و اگر غیر از این بود، زیبایی لیلا تمام جهان را به خود جذب میکرد.
هوش مصنوعی: چشم مردم مانند بچهها به ما نگاه میکند، چرا که توجه آنها تمام وجود ما را احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: مسلمانان به کدام سمت باید برگردند؟ دل من از ترس و اضطراب این دنیا پر شده است.
هوش مصنوعی: اگر مراقب جان خود نباشی، به اسارت خواهی افتاد و اگر اینطور باشد، مسیرت به سمت آخرت خواهد بود.
هوش مصنوعی: ای فیض، از همراهی با دیگران پرهیز کن، زیرا اگر به آنها وابسته شوی، از ما جدا خواهی شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همه خون دلم بالا گرفتست
کنار من ز دُر دریا گرفتست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.