جان ندارد جز تو کس یا مستغاث
خسته را فریاد رس یا مستغاث
خسته دل در غم تو بستهٔ
چند ناله چون جرس یا مستغاث
هر دمم خاری زند در دل خسی
بکسلم زین خار و خس یا مستغاث
مرغ جان را بال همت برگشای
تا بپرد زین قفس یا مستغاث
میرباید دل زمن هر دم بتی
هم تو گیرش باز پس یا مستغاث
محو خود کن فیض را تابی رخت
بر نیارد یکنفس یا مستغاث
رحم کن بر بی دل بیچاره
کو ندارد جزتو کس یامستغاث


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حضور و یاری خداوند متعال اشاره میکند و از او درخواست رحم و کمک میکند. او در حالتی از خستگی و غم، از دردها و مشکلات خود شکایت دارد و از خدا میخواهد که او را از این قفس رهایی بخشد. شاعر در نهایت به نیاز عمیق خود به خداوند تأکید کرده و به او میگوید که غیر از او هیچکس را ندارد که به او یاری رساند. در این روند، شور و اشتیاق به وصل با محبوب را نیز به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: کسی جز تو برایم جان ندارد، ای حلقهی نجات. ای کسی که به فریاد خستهگان میرسی، به کمکم بیا.
هوش مصنوعی: دلخسته و غمگین من، در اندوه تو، مانند جرس ناله میزنم یا مانند کسی که به درگاه یاری میطلبد.
هوش مصنوعی: هر لحظه، دلیلی مایهی زحمت و رنج برای من میشود و من از این درد و رنج به خدای یاریگر پناه میبرم.
هوش مصنوعی: پرندهی روح را بال همت باز کن تا بتواند از این قفس رهایی یابد یا به درگاه خدای یاریجو بپرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه باید بتی را از دل من بگیری؛ یا اینکه خودت آن را بازگردانی.
هوش مصنوعی: برای اینکه زیبایی و نعمتهای وجودت را درک کنم، باید از خودم غافل شوم، زیرا هیچ کس نمیتواند در برابر وجود تو بیتفاوت باشد یا به تو پناه نبرد.
هوش مصنوعی: بر دلسوخته و بیکس رحم کن، زیرا او جز تو یاوری ندارد که به فریادش برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.