از آن میان نزنم دم که مو نمیگنجد
و زان دهان که در و گفتگو نمیگنجد
چه گویم از غم دل در شکنج گیسویش
که در زبان سخن تو بتو نمیگنجد
حدیث آن لب شیرین نیایدم بزبان
حلاوت اینهمه در گفتگو نمیگنجد
وصال دوست نه بتوانم آرزو کردن
به تنگنای دلم آرزو نمیگنجد
بفرض اگر همه روی زمین شود دفتر
حکایت شب هحران درو نمیگنجد
ز دود ناله چگویم کز آسمان بگذشت
ز خون دیده که در نهر و جو نمیگنجد
بس است فیض شکایت که پر شد این دفتر
ز دود دل که درو تار مو نمیگنجد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق احساسات خود درباره عشق و درد و جدایی اشاره میکند. او میگوید که نمیتواند از غم دل و زیباییهای معشوقش به درستی صحبت کند، زیرا این احساسات فراتر از حد و بیان هستند. در دل خواهان وصال دوست است، اما احساس میکند آرزوی او به اندازه تنگنای دلش بزرگ و غیرقابل دستیابی است. شاعر در نهایت از فشردگی و غم درونی خود میگوید که صدای نالهاش به آسمان میرسد و این همه گله و درد فراتر از توان بیان اوست.
هوش مصنوعی: در میان آنها خودم را وارد نمیکنم، زیرا جایی برای صحبت وجود ندارد و از آن دهانی که برای گفتگو مناسب نیست، حرفی نخواهم زد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه از غم دل خود بگویم، چرا که احساساتم در مقابل زیبایی و جاذبه گیسوان او قابل بیان نیست.
هوش مصنوعی: من نتوانستم دربارهی گفتار شیرین آن لب، به زبان بیاورم؛ چون این همه لطافت در کلام نمیگنجد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم آرزوی دیدن دوست را بکنم، چون دل تنگم اجازه نمیدهد که چنین آرزویی در آن جای بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر همهی زمین به یک دفتر تبدیل شود، باز هم نمیتوان تمام داستانهای شب حسرتم را در آن جای داد.
هوش مصنوعی: از بین غم و درد، چه بگویم که در آسمان به یاد میآورم و از اشکهایی که آنقدر زیاد است که در آب و جوی نمیگنجد.
هوش مصنوعی: کافی است از درد و شکایت بگوییم، زیرا این دفتر از غم و اشک پر شده است و دیگر جایی برای بیان جزئیات باقی نمانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل از هوای تو در رنگ و بو نمیگنجد
ز شوق لعل تو می در سبو نمیگنجد
چو مو ضعیف شدم در هوای صحبت تو
ولی میان تو و غیر، مو نمیگنجد
در آشنایی دلها چه باعثی باید
[...]
ز قرب دوست چگویم که مو نمیگنجد
ز بعد خود که درو گفتوگو نمیگنجد
چه جای نکتهٔ باریک و حرف پنهانست
میان عاشق و معشوق مو نمیگنجد
بیان چه سان بتوان از جمال او حرفی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.