دل از ادنی کند آن کس که بر اعلی نظر بندد
شکوفه برگ افشاند که تا بادام تر بندد
ترا رفعت اگر باید ره افتادگی بسپر
ز بالا قطره میبندد که در پائین گهر بندد
نسوزد تا دل از عشقی به سر شوری نمیافتد
ندارد درد سر چون کس چرا چیزی به سر بندد
نمیگنجد بیکدل غیر یک معشوق، ممکن نیست
نه بندد تا بمعشوقی ز معشوقی نظر بندد
سر اندر راه آن بازو کمر در خدمت آن بند
که فرقت را نهد تاج و میانت را کمر بندد
نهی سر بر درش بخشد ترا از معرفت تاجی
بفرمانش کمر بندی ترا مهرش کمر بندد
یدالله دست جان گیرد یحبالله دهد جانش
اگر بعد از قل الله همتی بر ثم در بندد
دلی با حق به پیوندد که اخلاصی در آن باشد
کسی مخلص تواند شد که خود را بر خطر بندد
بیا ای فیض دست از خویشتن بردار یکباره
که تا دست خدا بر رویت ازاغبار در بندد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت توجه به امور بلند و عالی اشاره میکند و میگوید که دل انسان باید از چیزهای سطحی رها شود تا بتواند به معانی عمیقتر دست یابد. او همچنین به مفهوم عشق و خودسپاری میپردازد و به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی انسان را از درد و رنج رهایی میبخشد. شاعر بر این باور است که برای رسیدن به حقیقت و معرفت، باید از خودخواهی فاصله گرفت و خود را در خدمت عشق و معشوق قرار داد. در پایان، از خواننده میخواهد که خود را رها کند تا دست خدا به او کمک کند و او را به سعادت و نور هدایت کند.
هوش مصنوعی: کسی که به چیزهای بزرگ و بالا نگاه میکند، دلش از امور ناچیز و بیارزش دور میشود. مانند درختی که شکوفه میزند تا میوهای بهتر مانند بادام تولید کند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مرتبهای عالی برسی، باید از خودخواهی و غرور دست بکشی. به یاد داشته باش که یک قطره آب در بالای کوه نمیتواند بماند و سرانجام به پایین میافتد، در حالی که جواهرات، در عمق زمین به خوبی جا میگیرند.
هوش مصنوعی: دل به عشق نمیسوزد مگر آنکه شور و شوقی در آن باشد. اگر کسی دردی نداشته باشد، به چه دلیل چیزی را در ذهن خود بپروراند؟
هوش مصنوعی: کسی که دلش فقط به عشق یک نفر گیره، نمیتواند بیش از یک معشوق را در دل خود جا بدهد. این امکان ندارد که دل او به معشوقی دیگر تعلق بگیرد، چون تمام توجهش فقط معطوف به معشوق اصلیاش است.
هوش مصنوعی: در تلاشم که در مسیر خدمت به تو قرار بگیرم و به خاطر تو، فراق را مانند تاجی بر سر نگذارم و تو را در دل خود جای دهم.
هوش مصنوعی: اگر بر در او سر به زیر بگذاری و تسلیم شوی، او به تو تاجی از معرفت عطا خواهد کرد و عشقش تو را به بند خواهد کشید.
هوش مصنوعی: خداوند دست یاری خود را به کسی میدهد که او را دوست دارد و این شخص نیز جان خود را برای خدا میدهد. اگر بعد از اینکه بگوید "بخدا"، همت جدی داشته باشد، موفق خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل باید با خداوند ارتباطی واقعی و صمیمی برقرار کند، و این ارتباط زمانی ممکن است که در آن اخلاص و صداقت وجود داشته باشد. فقط کسی میتواند مخلص باشد که جرات کند خود را در معرض خطر قرار دهد و در این راه از راحتیهای دنیوی بگذرد.
هوش مصنوعی: بیا ای فیض، خودت را کنار بگذار و به راحتی دست خدا را بر روی خودت بگذار تا از مشکلات و سختیها رها شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
به مژگان در همی دانم مرا عقد درر بندد
بیاید هر شبی هجران به بالینم فرو کوبد
بدان آید همی هر شب که چشمم بر سهر بندد
به یارم گفت وی را من که خواب من نبد ای جان
[...]
نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بندد
هر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد
طمع باید برید از جان شیرین چون من آن کس را
که بیهوده دل اندر عشق آن شیرین پسر بندد
گهی از مشک زلف او حمایل در گل آویزد
[...]
بسا پیر مناجاتی که بیمرکب فرو ماند
بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد
چو احرام تماشای چمن آن سیمبر بندد
زطوق خود به خدمت سرو را قمری کمر بندد
اگر حسن گلوسوز شکر این چاشنی دارد
به حرف تلخ منقار مرا بر یکدیگر بندد
زدل چون در دو داغ عشق را مانع توانم شد؟
[...]
چو نیرنگ محبت چشم ارباب نظر بندد
رگ مژگان گشاید سیل آتش در جگر بندد
چنان از تاب رشک دوستان بر خویش می پیچم
که خون غیرتم چون رشته دست نیشتر بندد
چو گل خاک شهید لعل او شادابیی دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.