چه عیش آن را که سودایی ندارد
سر شوریده در پایی ندارد
چه لذت یابد از عمر آنکه در سر
خیال سروبالایی ندارد
چه حظ از زندگی دارد که در دل
جمال ماهسیمایی ندارد
ز چشم بیفروغش بهرهای نیست
که در رویی تماشایی ندارد
تنش بیجان دلش خالی ز معنی است
که در سر عشق زیبایی ندارد
کسی کو عشق و مأوایش نباشد
به عالم هیچ مأوایی ندارد
برون باید فکند آن سینه از دل
که در سر شور و غوغایی ندارد
کسی کو را به کوی عشق ره نیست
به زندانست صحرایی ندارد
چو فیض آنکس که با عشق آشنا شد
دلش دیگر تمنائی ندارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی اهمیت عشق و شور و شوق زندگی میپردازد. او تأکید میکند که کسی که در دل خود عشق و زیبایی را ندارد، از زندگی لذتی نمیبرد و هیچگونه خوشی برایش وجود ندارد. وجود عشق و زیبایی در زندگی انسان را سرزنده و معنادار میکند و کسی که این احساسات را ندارد، زندگیاش خالی و بیمعناست. در پایان، شاعر اشاره میکند که وقتی شخصی با عشق آشنا میشود، دیگر هیچ تمنایی جز عشق در دلش باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: زندگی چه خوش و دلپذیر است برای کسی که عشق و جنون ندارد و در نتیجه درد و رنج نیز برایش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که در خیال خود تصوری از یک محبوب زیبا و جذاب ندارد، از زندگیاش لذتی نمیبرد.
هوش مصنوعی: زندگی چه لذتی دارد، اگر در دل خود زیبایی کسی چون ماهسما نداشته باشی؟
هوش مصنوعی: چشمان بینور او هیچ فایدهای ندارند، چون هیچ زیبایی را نمیتوان در چهرهاش دید.
هوش مصنوعی: دل بیاحساس او خالی از معناست، زیرا در افکارش به عشق و زیبایی توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش عشق و مکانی برای آرامش نداشته باشد، در این دنیا هیچ جا و مکان امنی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر در دلتان شور و هیجان وجود ندارد، باید آن احساسات و افکار بیاستفاده را از خود دور کنید.
هوش مصنوعی: هر کس که به عشق مسیر نداشته باشد، در واقع در زندان زندگی خود به سر میبرد و از آزادی و گستردگی دشتها بیبهره است.
هوش مصنوعی: کسی که با عشق آشنا شود، دیگر آرزویی در دل ندارد و از زندگی خود راضی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی کودل درین محنت سرابست
تو چونان دان که او رائی ندارد
ترا زین خاکدان گردی نخیزد؟
که او در غدر همتائی ندارد
مکن تکیه برین گل مهره کو نیز
[...]
گل صحرا تماشایی ندارد
طراوت های رعنایی ندارد
سرم سودای سودائی ندارد
دلم پروای پروائی ندارد
بجز سودای عشق لا ابالی
سر شوریده سودائی ندارد
بجز پروای بیپروا نگاری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.