خبر شوق مرا هر که به یاران ببرد
چه مضاعف حسنانی که بمیزان ببرد
سیآتش حسنات آید و دردش درمان
خبر مرگ مرا هر که بدرمان ببرد
چه دعاها کنمش گر خبری باز آرد
از دل من غم و اندوه فراوان ببرد
مژدهٔ وصل گر آرد بسوی من پیکی
چه ثوابی که بپاداش بدیوان ببرد
یک عنایت که از آنان برساند هی های
چه دعاها چه ثناها که از اینان ببرد
گر طوافی بکند ان سر کو را از من
ببرد اجر چهل حج که بپایان ببرد
اجر صد حج ببرد گر غم من عرض کند
قصه رنج مرا سوی طبیبان ببرد
قصه غصه دوری چو بخواند یک یک
تا چو قاصد خبر آرد به عوض جان ببرد
دل و جان هر دو به مکتوب دهم تا مکتوب
دل به دلدار دهد جان بر جانان ببرد
قاصدی کو که غمم را بتواند بر داشت
سیل اشکم مگر این کوه به پایان ببرد
آتش هجر کزآن جان و دلم میسوزد
که تواندشرری را به نشان زان ببرد
آهی ار سر دهم از سینه بسوزد دوزخ
رخصت دیده دهم قلزم و عمان ببرد
مگر این آتش هجران به تنم در گیرد
باد خاکم بسر کوی عزیران ببرد
فیض را شوق عزیزان جهان باقیست
کیست کز وی خبری جانب ایشان ببرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از شوق و longing خود برای یاران و محبوبان صحبت میکند و احساساتی عمیق از درد و غم ناشی از دوری را بیان میکند. او آرزو دارد که پیامی از محبوبانش به او برسد و دعاهای بسیاری برای کسی که خبر وصال یا حال آنان را بیاورد، میکند. شاعر میگوید که حتی اگر کسی داستان غم او را به پزشکان بگوید، پاداش زیادی خواهد داشت و از دردش کاسته خواهد شد. او به شدت نیازمند پیامی از یارانش است و از قاصدی میخواهد که غمش را بر دوش بگیرد و خبری از محبوبان بیاورد، چرا که شوق و درد فراق به شدت او را میآزارد. در نهایت، فیض به شوق و عشق به عزیزانش اشاره کرده و بیان میکند که این عشق برای او باقیست و میخواهد کسی از حال آنان برایش خبر بیاورد.
هوش مصنوعی: هر کس که شوق و عشق من را به دوستانم برساند، چه خوب است که زیباییهای این عشق را به خوبی درک کند و به عقیدهاش بیفزاید.
هوش مصنوعی: هرکس که با خوبیها و نیکیها به من کمک کند و دردهایم را درمان کند، خبر مرگ مرا به کسی میرساند.
هوش مصنوعی: اگر او از دل من باخبر شود، تمام غمها و اندوههایم را از بین میبرد. من چقدر برایش دعا میکنم.
هوش مصنوعی: اگر پیامآوری خبر وصال و رسیدن یار را به سوی من بیاورد، چه پاداش و ثوابی نصیب او خواهد شد که آن را در دیوان حسنات ثبت کنند.
هوش مصنوعی: اگر توجهی از جانب آنها به ما شود، چه دعای خیر و چه ستایشی از طرف ما، همگی به این خاطر خواهد بود که از محبت و عنایت آنها بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در اطراف آن مکان مقدس بگردد و از من بیفتد، اجر چهل حج را به سود خود برداشت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی غم و اندوه من را برای پزشکان بگوید، برایش اجر صد حج خواهد بود، زیرا داستان رنج من آنقدر ارزشمند است که میتواند قلبها را به سمت خود جذب کند.
هوش مصنوعی: وقتی داستان غم و دوری را برای کسی بازگو میکنند، هر کلمهاش مانند قاصدی میشود که خبرهای دلشکن را میآورد و این اخبار به اندازهای دردناک هستند که گویی جان را میگیرند.
هوش مصنوعی: من با تمام وجود و احساساتم نامهای را مینویسم تا احساسم را به معشوق منتقل کند و جانم را به او بسپارد.
هوش مصنوعی: کسی پیدا میشود که بتواند غمهای مرا برطرف کند؟ اشکهای من طوری زیاد شده که فقط اگر این کوه را از بین ببرد، ممکن است کم شود.
هوش مصنوعی: آتش جدایی، که از آن جان و دل من را میسوزاند، چگونه میتواند نشانی از خود باقی بگذارد؟
هوش مصنوعی: اگر از سینهام آهی برکشم، آتش دوزخ شعلهور میشود؛ حال اگر چشمهایم را ببندم، دریا و عمان را در میابم و به سویی میروم.
هوش مصنوعی: آیا این آتش جدایی به من آسیب نمیزند؟ بادی که خاک مرا به سوی کوی عزیزان ببرد.
هوش مصنوعی: انسانی که شوق و محبت به عزیزانش دارد، در جهان باقی و جاودان میماند. اما چه کسی هست که اطلاعات و اخبار مربوط به آنان را به او برساند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حلقهٔ زلف تو بر گوش همی جان ببرد
دل ببرد از من و بیمست که ایمان ببرد
در سر زلف تو جز حلقه و چین خاصیتی است
که همی جان و تن و دین و دلم آن ببرد
خود دل از زلف تو دشوار توان داشت نگاه
[...]
لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
روی رنگین تو آب گل خندان ببرد
سرو بالای تو، گر سوی چمن بخرامد
به تگ پاگرو از سرو خرامان ببرد
دست پیمان لبت هر چه بخواهی بدهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.