چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
سراسر مشعلی شد دل تمام خانه روشن شد
کنون روز من از دل دل از مهرش روشنی دارد
ز نور شبچراغ عشق این کاشانه روشن شد
شبی پروانهٔ جانم بگرد شمع او گردید
ز عشق شمع آتش خو دل پروانه روشن شد
بجامم ریخت ساقی در سحر گه تا شدم بیدار
شرابی کز صفای آن دل دیوانه روشن شد
کشیدم جام گردید از فروغ می روانم صاف
صفا بیرون تراوید از رخم میخانه روشن شد
گذشتم بر در بتخانه دلهای سیه دیدم
ز توحید آیتی خواندم بت و بتخانه روشن شد
حدیث فیض دلهای سپهرا میکند روشن
دل زهاد را دیدم کزین افسانه روشن شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از روشنایی و نور عشق سخن میگوید و نشان میدهد که مهر محبوب چگونه دل او و سراسر وجودش را روشن کرده است. او به تأثیر عشق بر جان خود و روشنی که این عشق به خانهاش بخشیده است، اشاره میکند. در فضایی پر از عشق و شگفتی، شاعر به وصف لحظات ناب و بیداری ناشی از عشق میپردازد و از میخانه و ساقی که برایش شراب عشق ریخته، یاد میکند. در نهایت، او به بتخانهای که نشانی از توحید دارد، اشاره میکند و از روشنایی دل زهاد سخن میگوید که به برکت همین عشق به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی عشق دوست بر دل تابید، این دل خراب به کلی روشن شد و مانند یک مشعل، تمام خانه را روشن کرد.
هوش مصنوعی: امروز زندگی من از عشق او روشن است و دل من از مهر او پرنور شده. این خانه به واسطه نور عشق مانند چراغی در شب روشن شده است.
هوش مصنوعی: شبی، پروانهای در اطراف شمعی میچرخید و به خاطر عشقش به شمع، آتش شمع روشنی دل پروانه را شعلهور کرد.
هوش مصنوعی: ساقی در صبح زود، جام من را پر کرد و من بیدار شدم. آن شراب به قدری ناب بود که دل دیوانهام را روشن کرد و پر از شادی و انرژی شد.
هوش مصنوعی: من به نوشیدن جام مشغول شدم و نور شراب باعث شد که روح من صاف و پاک شود، به طوری که از صورت من نور و صفا بیرون میریزد و میخانه نیز روشنایی گرفت.
هوش مصنوعی: گذشتم از در معبد و دلهای سیاه را دیدم. آیهای از توحید را خواندم و ناگهان آن بت و معبد روشن شد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که صحبتهای عارفان و بزرگان روحانی، قلبها را روشن و آگاه میسازد. من افرادی را دیدهام که با شنیدن این داستانها و آموزهها، دلهایشان روشن و مشعشع شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
سراسر مشعلی شد دل تمام این خانه روشن شد
شراری بر دل آن آشنا آن را هم
وزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد
شبی آمد بدین ویرانه گفتا ای فلان چونی
[...]
دلم تا کرد یاد از آن رخ جانانه روشن شد
به نور شمع چون شد آشنا پروانه روشن شد
خیال لعل ساقی آتشی افکنده در جانم
که می چون شعله آهم در این پیمانه روشن شد
حدیث عشقبازی بیش از این مخفی نمیماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.