عاشقان از لب خوبان می مستانه زدند
بنظر زلف دلاویز بتان شانه زدند
هر که مجنون تو شد از همه قیدی وارست
عاقلان راه نبردند به افسانه زدند
عاشقان چاره دل دادن جان چون دیدند
جان نهاده بکف دل در جانانه زدند
در ازل باده کشان عهد بمستی بستند
پاس پیمان ازل داشته پیمانه زدند
راه ارباب خرد چون نتوانست زدن
بمی و مغبچه راه من دیوانه زدند
گفت حافظ چو کشید از سر اندیشه نقاب
غزلی را که ملایک در میخانه زدند
ما بصد خرمن پندار ز ره چون نرویم
چون ره آدم بیدار بیکدانه زدند
فیض خوش باش که ما را نتوان از ره برد
رهبران دل ما ساغر شکرانه زدند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای عاشقان و جذبههای معشوق است. عاشقان تحت تأثیر زیباییها و زلفهای معشوق خود مست شده و از قید و بندهای دنیوی رها میشوند. آنها برای رسیدن به معشوق جان و دل را فدای عشق میکنند و در دنیای باده و مستی پیمانهایی بستهاند. شاعر تأکید میکند که عقل به دلیل پیچیدگیهای عشق نمیتواند راهی بیابد و در نهایت به عشق و جنون میرسد. در پایان، شاعر به دنبال خوشی و رهایی از قید اندیشههاست و به نوعی دعوت به زندگی بیپروایی و عشق میکند.
هوش مصنوعی: عاشقانی که از لبان زیبا سرمست شده بودند، به زیبایی زلفهای دلربای معشوقان نگاه کردند و با احساس به آنها پرداختند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو دیوانه شد، از تمام محدودیتها رها گشت. اما عاقلها نتوانستند به این عشق دست یابند و تنها به داستانها پرداختند.
هوش مصنوعی: عاشقانی که دلشان را به محبوب داده بودند، هنگامی که دیدند جانشان در دستان محبوب است، جان خود را نیز به او تقدیم کردند.
هوش مصنوعی: در آغاز زمان، میگساران تصمیم به عهد و پیمان برای خوشی و سرخوشی گرفتند و برای حفظ این عهد، پیمانهای پر از باده نوشیدند.
هوش مصنوعی: چون نتوانستم به راه درست و عاقلانه بروم و از آن پیروی کنم، در نهایت به مسیر دیوانگی و جنون روی آوردم.
هوش مصنوعی: حافظ میگوید زمانی که از فکر و خیال فاصله گرفتم و پردهای از آن کنار زدم، غزلی را به وجود آوردم که فرشتگان نیز در میخانه و در حال شادی به آن عشق ورزیدند.
هوش مصنوعی: به ما میگویند که اگر از مسیر خود منحرف نشویم، دچار مشکلات و اشتباهات نخواهیم شد. مثل آدم بیداری که با یک دانه خرما آشنا میشود و از آن میآموزد، ما نیز باید به درستی و با دقت پیش برویم و از تجربیات خود درس بگیریم.
هوش مصنوعی: خوش بگذران و از زندگی لذت ببر، زیرا کسانی که در دل ما هستند نمیتوانند ما را از مسیر خود منحرف کنند. آنها برای شکرگزاری، جامی پر از نعمت به ما پیشکش کردهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش مرغان چمن نعرهٔ مستانه زدند
آتشی در دل شوریدهٔ دیوانه زدند
زاهدان خیمهٔ عشرت سوی میخانه زدند
خیز کز باد صبا زلف سمن شانه زدند
دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت
با منِ راهنشین، بادهٔ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
[...]
عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند
آتشی بود که اندر دل دیوانه زدند
در تمنای تو عشاق ز پای افتاده
مست گشتند و ز مستی کف مستانه زدند
عکس ساقی چو درین باده صافی افتاد
[...]
صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند
بوسه بر یاد لبت بر لب پیمانه زدند
زاهدان سبحه به کف عازم آن بزم شدند
رقم نقل چو بر سبحه صد دانه زدند
صوفیان را دهن از ورد سحر بربستند
[...]
صبح رندان صبوحی در میخانه زدند
در خرابات مغان ساغر مستانه زدند
می رنگین به خم عشق که بد مالامال
دوره کرده قدح و جام به پیمانه زدند
رازهایی که شنیدن نتوانست ملک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.