بالارویام بس که زاندازه گذشته
در عالم دل در چه شمارست دل ما
بر تابهٔ عشق تو برشتند دل ما
با درد و غم و غصه سرشتند گل ما
صد شکر بهدست آمدش این گنج سعادت
گر عشق نمیبود، چه میکرد دل ما؟
دهقان ازل کشت درین بوم، محبت
زان بر ندهد غیر بلا آب و گل ما
گر درد نبودی به چه پرورده شدی جان؟
یاد تو نمیبود، چه میکرد دل ما؟
گر آرزوی دولت وصل تو نبودی
خاطر به چه خوش داشتی از خویش دل ما؟
احرام، سر کوی تو بستیم بر آن خاک
شاید که شود ریخته، خون بحل ما
گر حلّه عفو تو نباشد که بپوشد
بیرون نرود از تن، جان خجل ما
داریم امید از کرمش ورنه ز تقصیر
تقسیر نشد ذرّهٔ فیض از قِبِل ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و شدید خود به معشوق سخن میگوید و از تأثیر عواطف عشق بر دل و جانش روایت میکند. او به زیبایی بیان میکند که زندگی و دلش بدون عشق چه بیمعنا و بیارزش بود. همچنین، در میان دردها و غمها، وجود عشق را گنج سعادت میداند و یادآور میشود که همین درد و امید به وصال، معنای زندگیاش را ساخته است. شاعر در نهایت به امید بخشش و کرم معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که حتی با وجود خطاها، عشق او نمیتواند از دلش خارج شود.
هوش مصنوعی: ما به قدری از مرزهای معمولی فراتر رفتهایم که در عالم احساسات و دل، دیگر نمیتوانیم خود را در هیچ مقیاس و اندازهای بگنجانیم.
هوش مصنوعی: دل ما به عشق تو دچار شده است و این عشق با درد و غم آمیخته است، مانند گلی که از غصه سرشته شده باشد.
هوش مصنوعی: اگر عشق وجود نداشت، دل ما چه سرنوشتی پیدا میکرد؟ این گنج سعادت که به دست آمده، بینهایت ارزشمند است و باید بابت آن شکرگزار بود.
هوش مصنوعی: کشاورز ازلی در روز محبت دانهای کاشته که غیر از درد و رنج، هیچ چیز دیگری برای ما به ارمغان نخواهد آورد.
هوش مصنوعی: اگر دوران سختی نگذرانده بودی و تحت فشار بزرگ نشده بودی، دلتنگی و یاد تو اینقدر برای ما سنگین نمیبود.
هوش مصنوعی: اگر آرزوی وصالت نبود، دل ما از خودمان هم راحتتر بود و خیالمان آسودهتر میگشت.
هوش مصنوعی: ما به یاد تو، برای سفر به کوی تو، جامه احرام پوشیدهایم، شاید که خونهایی که بر زمین ریخته شده، بر ما حلال شود.
هوش مصنوعی: اگر لباس عفو و بخشش تو نباشد که بتواند ما را بپوشاند، جان خجالتزده ما هرگز از بدن خارج نخواهد شد.
هوش مصنوعی: امید داریم که لطف او شامل حال ما شود، وگرنه تقصیر ما در دریافت نکردن اندکی از فیض او نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هشیار درین نشه دمی نیست دل ما
گویا که می ولای میست آب و گل ما
زخمم اثر مرهم کافور ندارد
نقش پر طاووس بود داغ دل ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.