این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
این چه قدست و چه رفتار عجب
این چه خطست و چه خالست و چه حسن
این چه تمکین چه جا و چه ادب
هر یکی از دگری شیرین تر
لب و دندان و دهان و غبغب
جلوههایت همه آرایش ناز
غمزههایت همه اسباب و طرب
حرکاتت همه موزون و بجا
سکناتت همه مطبوع و عجب
پای تا سر همه شیرین و لطیف
این چه نخلست سراپای رطب
شب هجران تو غم بر سر غم
روز وصلت همه شادی و طرب
شب اغیار زدیدار تو روز
روز من از غم هجران تو شب
شب اغیار ز تو روز و چه روز
روز فیض از تو شب آنگاه چه شب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق میپردازد و ویژگیهای او را با شوق و هیجان توصیف میکند. او از چشمان جذاب، ابروان کمان، و رازآلودگی لبهای معشوق میگوید و بر زیبایی حرکات و رفتارهای او تأکید میکند. احساس غم ناشی از دوری معشوق و شادی روز وصال را در تضاد با یکدیگر قرار میدهد و به شدت وابستگی خود به معشوق را نشان میدهد. در نهایت، شاعر زندگی خود را در سایه حضور معشوق و دوری او تقسیم میکند و بر تأثیر عمیق او بر حال و روز خود تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: این چه چشمانی است و چه ابروهایی و چه لبهایی، این چه قامت و چه رفتار عجیب و حیرتانگیزی دارد!
هوش مصنوعی: این چه نوشتاری است و چه نشانی بر زیبایی است، این چه آرامش و چه مکانی است که به این خوبی است؟
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به نوعی جذاب و دلپذیر هستند، خواه از نظر لب و دندان یا دهان و چهره.
هوش مصنوعی: زیباییهای تو تماماً جذابیت و دلربایی است، و حرکات چشمهایت همه عامل خوشحالی و شادابی به حساب میآیند.
هوش مصنوعی: حرکات تو بسیار هماهنگ و مناسب است و رفتارهایت هم همگی دلپذیر و شگفتانگیز به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: تمام وجودش شیرینی و لطافت است، چه درختی است که یکسره به میوههای خوشمزه و دلپذیر آراسته شده!
هوش مصنوعی: شبهایی که دور از تو هستم، پر از غم و اندوه است، اما روزی که کنار هم هستیم، تمام شادی و خوشی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: شبهای زندگیام را که با یاد تو میگذرانم، چون روزهای پر از غم و جدایی از تو، سخت و غمانگیز است.
هوش مصنوعی: شبهای دیگران در کنار تو مانند روز میگذرد، و روزی که به برکت توست، شبش چه شب زیبایی است!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرد بر خوان نبوت یک شب
دعوت گرسنه چشمان عرب
این سبق پیشه کن چه روز و چه شب
بی فغان زبان و جنبش لب
آه ازین فرقه مشروطه طلب
اف بر این مردم بی نام و نسب
نام مشروطه از ایشان شده زشت
جان خلق آمده از غصه بلب
گلشن دین را صرصر باشند
[...]
حرب افتاد به دشتی که عرب
دشت ذات الاثلش داد لقب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.