در جهان افگندهٔ غوغای عشق
عالمی را کردهٔ شیدای عشق
آفتاب و ماه و اخترها روان
روز و شب سرگشتهٔ سودای عشق
کرد مینای فلک قالب تهی
بر زمین تا ریختی صهبای عشق
میدهد جانرا حیوتی دم بدم
صور اسرافیل بی آوای عشق
میکشد جانهای اهل دل ز تن
دست عزرائیل استیلای عشق
عقلها را همچو سحر ساحران
میکند یک لقمه اژدرهای عشق
رفته رفته میشوم از خود تهی
تا سرم پر گردد از سودای عشق
در دل شب عاشقانرا عیشهاست
خوشتر است از روزها شبهای عشق
روزهای تیره بر شبها فزود
عمر من شد یک شب یلدای عشق
ای تهی از معرفت زحمت ببر
فیض داند قدر نعمتهای عشق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تغییرات و اثرات عمیق عشق در جهان و دلهای عاشقان میپردازد. عشق، چنان غوغایی برپا کرده که همه چیز، از آفتاب و ماه تا روز و شب، تحت تأثیر آن شیدا و سرگشتهاند. شاعر اشاره میکند که عشق زندگی را به جوش و خروش درمیآورد و حتی ممکن است جانها را از تن جدا کند. او به تدریج از خود تهی میشود تا پر از عشق و شیدایی گردد و شبهای عشق را لذتبخشتر از روزها میداند. در پایان، او به کسانی که از معرفت تهی هستند هشدار میدهد که قدر نعمتهای عشق را بدانند.
هوش مصنوعی: در دنیا، شور و هیاهوی عشق همه جا را پر کرده و افرادی را به شدت عاشق و شیدا کرده است.
هوش مصنوعی: خورشید و ماه و ستارهها در شب و روز در حرکتاند و در پی عشق در جستجو هستند.
هوش مصنوعی: آسمان ظرفی را برای زمین درست کرد تا عشق را در آن بریزد.
هوش مصنوعی: جان را به زندگی تازه میبخشد، لحظه به لحظه، صدای اسرافیل بدون ندا و عشق.
هوش مصنوعی: عاشقان را عشق به قدری تسلط دارد که مانند دست عزرائیل، جان آنها را از بدنشان میگیرد.
هوش مصنوعی: عشق، قدرتی دارد که همچون جادو، عقلها را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را دچار حیرت و شگفتی میکند. از این رو، عشق میتواند به راحتی افراد را به اسیر خود بگیرید و افکار و تصمیماتشان را دچار تغییر کند.
هوش مصنوعی: به آرامی دارم از خودم خالی میشوم تا دل و فکر من پر شود از احساس عشق.
هوش مصنوعی: در دل شب، عاشقان در شادی و لذت بیشتری به سر میبرند نسبت به روزها. شبهای عشق برای آنها دلپذیرتر و شیرینتر است.
هوش مصنوعی: عمر من پر شده از شبهای تاریکی که به روزهای ناخوشایند افزوده شده است. حس میکنم که شب یلدا، نماد طولانیترین شب، در عشق من جاری شده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که از دانش و آگاهی بینصیب هستی، تلاش کن تا بدانی عشق چقدر ارزشمند است و نعمتهای آن را بشناسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که دایم نیست ناپروای عشق
او چه داند قیمت سودای عشق
عشق را جانی بباید بیقرار
در میان فتنه سر غوغای عشق
جمله چون امروز در خود ماندهاند
[...]
عاشقان غرقند در دریای عشق
اوفتاده مست در غوغای عشق
دامن معشوق بگرفته به دست
سر نهاده دائما در پای عشق
عاشق و معشوق و عشق آمد یکی
[...]
زنده آن سر کو بود سودای عشق
حبذا آن دل که باشد جای عشق
از سر شوریدهٔ من کم مباد
تا قیامت آتش سودای عشق
خارها در دل بخون میپرورم
[...]
سُکر خاک از مستی مینای عشق
شور چرخ از نشأة صهبای عشق
گو بجوشد بَحرم از سودای عشق
جمله جوش و کف بود دریای عشق
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.