گلزار رخت دیدم شد خار به چشمم گل
پیچید دلم را عشق در سنبل آن کاکل
چشمت ز نگه سر مست لب ساغر می در دست
اجزای تو هر یک مست از باده حسن گل
حسن تو جهان بگرفت ای جسم جهانرا جان
افکند می عشقت در خم فلک غلغل
از چشم خمارینت پیمانه کشد نرگس
وز خط نگارینت دریوزه کند سنبل
دیدارت از آن من پیمانه ز بیگانه
رخسارت از آن من گلرا بنه بلبل
از طرهٔ مشگینت روز سیهی دارم
باشد که شبی بینم بر گردن خویشش غل
گریم ز فراق تو بر رهگذر مردم
چندانکه همی بندند بر سیل سرشگم پل
از شعله آه من افتد بزمین آتش
وز ناله زار من بیحد به فلک غلغل
سودای سخن در سر هر دم به نوای تو
گوید به ضمیر فیض با لهجه تازی قل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و زیبایی را به تصویر میکشد و دلبستگیاش به محبوب را با احساساتی عمیق و آتشین بیان میکند. او از زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب سخن میگوید، که چشمان مست و خط نگارینش دل هر بینندهای را میرباید. عشق او همچون مشکی است که زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده و درد فراق، بر جانش سنگینی میکند. در این حالت اندوه و غم، او میخواهد با نالهها و اندوههایش به محبوبش نزدیک شود و از عشقش بگوید. شاعر در نهایت، در پی ارتباط با معشوق و تانشانی عمیق از عشق است.
هوش مصنوعی: در باغی که زیبایی تو را دیدم، خارها در چشمانم ظاهر شدند و دل من به خاطر عشق، به دور سنبل موهایت پیچید.
هوش مصنوعی: چشمانت مانند نگاهی گیرا و مسحورکننده است و لبهایت همانند جامی پر از شراب هستند. اجزای چهرهات هرکدام از زیبایی و حسن تو سرمست و شگفتزدهاند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو تمام دنیا را در بر گرفته است، ای موجودی که جان جهان هستی. عشق تو مانند گوهری در چرخ فلک میپیچد و صدا و تلاتم آن را به گوش میرساند.
هوش مصنوعی: چشمهای بیخود و خوابآلود تو، مانند پیمانهای است که نرگس (گل نرگس) از آن مینوشد، و خط زیبای لبهایت میتواند سنبل (گل سنبل) را به زانو درآورد.
هوش مصنوعی: دیدار تو از آنِ من است و زیبایی چهرهات هم از آنِ من. ای گل، بلبل را به محفل خود راه بده.
هوش مصنوعی: از موهای مشکی و زیبا تو، من روزی تیره و غمگینی دارم که ممکن است شبی، گردن خودت را ببینم که به زیبایی زینتی آویخته شده است.
هوش مصنوعی: به دلیل دوری تو، آنقدر اشک میریزم که مردم در راه، بر روی سیلاب اشکهای من، پل میزنند.
هوش مصنوعی: از درد و اندوه من، شعلهای به زمین میافتد و صدای نالهی من به قدری بلند و بیپایان است که به آسمان میرسد.
هوش مصنوعی: هر لحظه در دل من، شور و شوق سخن با صدای تو وجود دارد و درونم، با زبان عربی زیبایی را بیان میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می ده پسرا! برگل، گل چون مل و مل چون گل
خوشبوی ملی چون گل، خودروی گلی چون مل
مل رفت به سوی گل، گل رفت به سوی مل
گل بوی ربود از مل، مل رنگ ربود از گل
در زیر گل خیری آن به که قدح گیری
[...]
من رهرو و تو منزل من مزرع و تو حاصل
تو ساز صد آهنگی تو گرمی این محفل
آوارهٔ آب و گل ، دریاب مقام دل
گنجیده بجامی بین این قلزم بی ساحل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.