نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
ندیدم جای عیش خویش در ماتم فرو رفتم
فتاد اندر سرم سودای عیش جاودانی خوش
که در غم بود پنهان زان بغم خرم فرو رفتم
وجودم مانع غواصی دریای وحدت بود
غبار خود ز خود افشاندم اندریم فرو رفتم
برون عالم فانی بدیدم عالمی باقی
از این عالم برون جستم در آن عالم فرو رفتم
سفر کردم در ارکان نبات و جانور چندی
که تا آدم شدم آنگاه در آدم فرو رفتم
درین گلزار چون نشنیدم از مهر و وفا بوئی
ز دل خار تعلق یک بیک کندم فرو رفتم
حیات خویش را چون برق خاطف کم بنا دیدم
ظهوری کردم اندر عالم و در دم فرو رفتم
فراز آسمانها رفتم و سیر ملک کردم
ولی آخر بخاک تیره با صد غم فرو رفتم
شدم حیران اطوار وجود خویشتن چون فیض
ندانستم که چون پیدا شدم چون هم فرو رفتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و دلتنگی خود سخن میگوید و به جستجوی خوشی و عیش دائم در دنیای سخت و محنتآور میپردازد. او در تلاش است تا از محدودیتهای وجودی خود رها شود و به دریای وحدت و عالم باقی برسد. در این مسیر، تجربیات مختلفی را در زندگی از سر میگذراند، اما در نهایت به آگاهی میرسد که هرچه تلاش کند، باز هم به عالم مادی و درد بازمیگردد. وی از هویت و وجود خود گیج و حیران است و در این جستجو به دنبال درک حقیقت زندگی است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از احساسات متناقضی صحبت میکند. میگوید که در شرایط سخت و غمانگیز، نتوانسته جای شادی و دل خوشی را پیدا کند و به جای آن غرق در غم و ماتم شده است. او به نوعی از فقدان خوشی در زندگیاش در میان مشکلات و اندوهها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در ذهنم فکری از شادی جاودانه شکل گرفت، در حالی که در درونم غم پنهان شده بود و به خاطر آن غم، به حالتی شاداب و خوشحال فرو رفتم.
هوش مصنوعی: وجود من به عنوان یک مانع، اجازه نمیداد که به عمق دریاى وحدت بروم؛ بنابراین غباری که از خودم ناشی میشد را کنار زدم و به عمق آن فرو رفتم.
هوش مصنوعی: من دنیای فانی و زودگذر را ترک کردم و به جهانی پایدار و ابدی رسیدم. از این جهان خارج شدم و در آن عالم جدید غرق شدم.
هوش مصنوعی: در مسیری به تماشای موجودات گیاهی و حیوانی پرداختم و مدتی به تماشای آنها گذراندم، تا اینکه در نهایت به انسان رسیدم و در وجود انسان نفوذ کردم.
هوش مصنوعی: در این باغ، وقتی بوی محبت و وفا را از دل ن یافتم، از گیاه کوچک خود جدا شدم و به درون رفتم.
هوش مصنوعی: زندگیام را مانند یک برق ناگهانی و گذرای دیدم و به همین دلیل در جهان به نمایش درآمدم، اما به سرعت محو شدم.
هوش مصنوعی: به بلندی آسمانها رفتم و در جهان گردش کردم، اما در نهایت با صد دلسختی و ناراحتی به خاک سیاه فرو افتادم.
هوش مصنوعی: من در حالات وجود خود متحیر و سرگردان شدم، به گونهای که نتوانستم بفهمم چگونه به وجود آمدم و چگونه به پایان خواهم رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.