بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
بدرد بیدوای دوست خرسندم خوشا حالم
ندیدم چون وفائی در گلی در گلشن عالم
ز دل خار تعلق یک بیک کندم خوشا حالم
برون کردم سر از خاک و ندیدم جای آسایش
دگر خود را درون خاک افکندم خوشا حالم
بجز عشقم نیامد در نظر چیزی درین عالم
از آنرو عشق در جان و دل آکندم خوشا حالم
جمال دوست در صحرای هستی چون تجلی کرد
وجود خویش را از خویشتن کندم خوشا حالم
خیالش در نظر پیوسته هست اما پسندم نیست
بدیدار جمالش آرزومندم خوشا حالم
گهی حیران آن رویم گهی آشفته زان رویم
گهی گریم بحال خودگهی خندم خوشا حالم
چو حرف یار میگویم دهانم میشود شیرین
دهان چه پای تا سر آنزمان قندم خوشا حالم
از آن خوشنود میباشم چو فیض از گفتهای خود
که حرف اوست کان بر خویشتن بندم خوشا حالم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربه عشق و حال خوشی ناشی از آن سخن میگوید. او به قطعی از زلف و زیبایی یار اشاره میکند و احساس خوشبختی ناشی از این عشق را توصیف میکند. هرچند درد بیدوایی را تحمل میکند، اما در وجود عشق بر همه چیز فائق آمده و از زندگی لذت میبرد. شاعر به زیباییهای عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و جانش میپردازد و از حالتهای مختلف خود، از شادی و غم گرفته تا حیرت و آشفتگی، سخن میگوید. در پایان، او به شیرینی کلام خود اشاره میکند که ناشی از عشق و زیبایی یار است و بر این اساس خوشحال است.
هوش مصنوعی: یارم موهایش را شست و من در قید او هستم. به حال خوبی دارم، حتی اگر به درد جدایی از دوست مبتلا شوم، باز هم از این حال راضیام.
هوش مصنوعی: من در این دنیا هیچ گلی را نمیبینم که وفاداری داشته باشد، بنابراین از دل خود زخم محبت را کنار گذاشتم. چه حال خوبی دارم!
هوش مصنوعی: از زمین سر بیرون آوردم و جای راحتی دیگر ندیدم، بنابراین دوباره خود را به خاک سپردم. خوشحالم از این وضعیت.
هوش مصنوعی: جز عشق، هیچ چیزی در این دنیا به چشمم نیامده است. به همین دلیل، عشق را در وجود و دل خود جای دادهام و از این حالت خوشحالم.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی دوست در دنیای وجود نمایان شد، من از خودم دور شدم و به حال خوشی دست یافتم.
هوش مصنوعی: در ذهن من همواره تصویری از او حضور دارد، اما حضورش را نمیپسندم. دلم میخواهد در زیباییاش را ببینم. خوشحالم که چنین احساسی دارم.
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر چهرهام دچار حیرت میشوم، گاهی به خاطر حالتی که دارم آشفتهام. گاهی با حال خودم گریه میکنم و گاهی از روی خوشحالی میخندم. در کل، حالم خوب است.
هوش مصنوعی: وقتی درباره محبوبم صحبت میکنم، زبانم شیرین میشود. در آن لحظه، به طوری که از سر تا انگشتانم احساس خوشی میکنم و مانند قند شیرین میشوم. اوضاع و احوالم بسیار خوب است.
هوش مصنوعی: من از این که به کلام خود و به آنچه میگوید دلخوشم، خوشحالم. زیرا آنچه به من میرسد، انعکاسی از اوست و این حال خوشی را برایم به ارمغان میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.