عشق تو کوتا که حرز جان کنم
بعد از آن جان و دلش قربان کنم
همتی کو تا بظلمت در روم
جست و جوی چشمه حیوان کنم
هست انبان معانی در دلم
هر چه یابم اندرین انبان کنم
شکر لله دید سرم دادهاند
سر فرازم سیر در قرآن کنم
طاعت حق راست این در را کلید
آنچه فرموده است حق من آن کنم
اهل بیت مصطفا وجه اللهند
روی دل را جانب ایشان کنم
سر نهم در سیر قرآن و حدیث
کار جانرا سر بسر سامان کنم
فیض برخیز آنچه بتوانی بکن
چند گوئی این کنم یا آن کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و ارادت خود به معشوق میپردازد و از تمایلش برای فدای جان و دل به خاطر او سخن میگوید. او به جستوجوی نور و حقیقت در مسیر عشق میپردازد و در دل خود معانی عمیق و ارزشمندی را ذخیره کرده است. همچنین، تاکید میکند که طاعت و بندگی خداوند کلید دستیابی به راه راست است و اهل بیت را بهعنوان وجهالله مورد توجه قرار میدهد. در نهایت، شاعر به خود میگوید که باید تا جایی که ممکن است در عمل به این عشق و طاعت کوشا باشد.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری برایم ارزشمند است که پس از آن تصمیم میگیرم جان و دل خود را فدای تو کنم.
هوش مصنوعی: تلاشی کن تا در تاریکیها، به دنبال چشمه زندگی بگردم.
هوش مصنوعی: در دل من خزانهای از معانی وجود دارد و هر چیزی که پیدا کنم، در این خزانه جمع میکنم.
هوش مصنوعی: سپاس خدا را که سرم را به من عطا کردهاند و اکنون در این شرایط، میتوانم به آیات قرآن نگاه کنم و در آن تفکر کنم.
هوش مصنوعی: رژیم و بندگی خداوند، این در را میگشاید و آنچه را که خداوند دستور داده است، من انجام میدهم.
هوش مصنوعی: اهل بیت پیامبر، نمایندههای خداوند هستند و من قلبم را به سمت آنها متمایل میکنم.
هوش مصنوعی: من تمام تلاش خود را به کار میبرم تا از قرآن و حدیث الهام بگیرم و امور زندگیام را به شکلی منظم و درست ساماندهی کنم.
هوش مصنوعی: هر چه میتوانی انجام بده و وقتت را تلف نکن، دیگر چه فایده دارد که بگویی این کار را میکنم یا آن کار را؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فخر دین یک التماسست از توام
روزها شد تا همی پنهان کنم
خرده اکنون در میان خواهم نهاد
بر تو و بر خویشتن آسان کنم
کبشکی داری اگر بخشی به من
[...]
شیخ گفتش هرچه گویی آن کنم
وآنچه فرمایی به جان فرمان کنم
هم بهدرد این درد را درمان کنم
هم بهصبر این کار را آسان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گِل
یا دل و جان وقف دلداران کنم
داغ پروانه ستم از شمع الست
[...]
پیش رویش جان و دل قربان کنم
هرچه فرماید نگارم آن کنم
گر بگوید ترک جان کن در غمم
هجر جان در پیش دل آسان کنم
هر شب اندر بستر غمخوارگی
[...]
جذبه ای،تا یک زمان طیران کنم
در هوای لامکان جولان کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.