از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم
از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم
زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویش
خسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم
جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کرد
بی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم
گر قدمی نهی به پیش باز کشم بسوی خویش
نیست بدستم اختیار میروم و نمیروم
روی دلم بزجر خست پای دلم بزلف بست
خسته و بسته دلفکار میروم و نمیروم
سوی من از حیا نظر میکند و نمیکند
من ز ادای او زکار میروم و نمیروم
گه بلقاش جان و دل میدهم و نمیدهم
گاه ز خویش فیض وار میروم و نمیروم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و جدایی به تصویر میکشد. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند که از او دور شده، اما همچنان دلش به او وابسته است و نمیتواند خود را از این ارتباط رها کند. احساس غم و اندوه در صدای او هویداست، بهگونهای که حتی با وجود دوری، انگار همچنان در کنار محبوبش است. او در بیان احساساتش ناپایداری و عدم اختیار خود را در این رابطه ابراز میکند و نشان میدهد که عشقش جایی فراتر از فواصل جغرافیایی است. در این شرایط، او همچنان به عشقش وفادار است و نمیتواند از آن رها شود.
هوش مصنوعی: از سر کوچهات میروم، اما دلم همچنان به تو و این شهر وابسته است و نمیتوانم کاملاً از تو و این مکان جدا شوم.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی معشوقهام به قدری جانم را آزار میدهد که از نزد او دور میشوم، اما در واقع قلبم هنوز درگیر اوست و نمیتوانم کاملاً جدا شوم.
هوش مصنوعی: عشق و احساسات من به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و مرا از این مکان دور کرده است. من بیدل و جان از اینجا میروم، اما در عین حال نمیتوانم از این دیار دل بکنم.
هوش مصنوعی: اگر یک قدم به جلو برداری، من به سوی خودم بازمیگردم. من هیچ اختیاری در دستم ندارم، به جایی میروم و نمیروم.
هوش مصنوعی: دلم پر از رنج و ناراحتی است و این حس به قدری به من فشار میآورد که نمیتوانم آرام بگیرم. دلی که گرفتار زلفهایش شده است، نه کاملاً رها میشود و نه به طور کامل از آن جدا میشود. من در حال حرکت هستم، اما گویا قدمی به جلو نمیگذارم و همچنان در این حال و هوا باقی ماندهام.
هوش مصنوعی: نزدیک من با شرم نگاه میکند، اما به من نمینگرد. من به خاطر رفتار او در حال رفتن هستم، ولی در واقع نمیروم.
هوش مصنوعی: گاهی جان و دلم را به عشق او میسپارم، اما در عین حال به او نمیدهم. گاهی از خود میروم و به سوی او میروم، اما انگار هنوز نمیروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.