ما ز مافوق فلک در بحر و بر افتادهایم
در تک این بحر اخضر چون گهر افتادهایم
جامه نیلی کرده و بر حال ما بگریسته
تا چو اشک این آسمان از نظر افتادهایم
گرچه اسرار دو عالم در دل ما مضمر است
لیک از خود در دو عالم بیخبر افتادهایم
میبرند از نخل عمر ما ثمر گر عالمی
بهر خود در باغ دنیا بی ثمر افتادهایم
هان بیا تا عیب هم پوشیم چون دلق و کلاه
تا بکی در پوستین یکدیگر افتادهایم
بر فلک بنهیم پا پس کاروانرا سر شویم
گرچه در راه خدا بی پا و سر افتادهایم
رو بشهرستان قرب آریم از صحرای بعد
دوستان بهر چه دور از یکدیگر افتادهایم
رهنما ای رهنما و دستگیر ای دستگیر
بیدلیل و زاد و مرکب در سفر افتادهایم
فیض را یا رب مدد کن تا بعلیین رسد
چند در سجین بی هر شور و شر افتادهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به بررسی وضعیت انسانی میپردازد که در دنیای مادی و معنوی گرفتار شده است. او از موقعیت خود در این دو عالم بیخبر است و احساس میکند که از عمرش بهرهای نمیبرد و در باغ دنیا بیثمر مانده است. با دعوت به همدلی و پوشاندن عیبها، شاعر از دوستانش میخواهد که تأملی در فاصلهها و دوریها داشته باشند. همچنین، او به نیاز به رهنما و کمک در این سفر معنوی اشاره میکند و در نهایت از خداوند درخواست مدد دارد تا به مقام علیین برسد و از محنتهای دنیوی رهیده شود.
هوش مصنوعی: ما از بالای آسمانها به زمین و دریا افتادهایم و در این دریا که رنگ سبز دارد مانند گوهر در آن فرود آمدهایم.
هوش مصنوعی: آن کس که لباس نیلی بر تن کرده و برای حال ما گریسته، اکنون ما چون اشکی که از چشم آسمان افتادهایم، از نظر رفتهایم.
هوش مصنوعی: با اینکه در دل ما رازهای دو جهان نهفته است، اما از خود و این دو جهان هیچ خبر نداریم.
هوش مصنوعی: عمر ما همچون میوهای از درخت نخل در حال برداشت است، در حالیکه دیگران از دنیا بهرهمند میشوند، ما در این باغ بیثمر ماندهایم.
هوش مصنوعی: بیا تا عیبهای یکدیگر را بپوشانیم و مانند دلق و کلاه با هم خوب بزییم؛ زیرا که در آخر ما در یک جسم و وجود مشترک هستیم.
هوش مصنوعی: به آسمان پا میگذاریم و کاروان را آغاز میکنیم، حتی اگر در راه خدا بیپا و بیسر افتاده باشیم.
هوش مصنوعی: ما باید به شهر نزدیک شویم و از بیابان دوری دوستان استفاده کنیم تا بفهمیم چرا از یکدیگر جدا افتادهایم.
هوش مصنوعی: ای راهنما، ای یاریدهنده، ما بدون دلیل و با توشه و وسیله سفر در مسیری افتادهایم.
هوش مصنوعی: ای خدا، به من کمک کن تا به نعمتهای بالایی دست پیدا کنم، چرا که در این دنیا و در وضعیت ناامیدی و بیحالی به سر میبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
نیستیم آتش ولی در خشک و تر افتاده ایم
بحر نتواند ز ما گرد یتیمی را فشاند
قطره آبیم در حبس گهر افتاده ایم
بی بری بر خاطر آزاده ما بار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.