رفتیم ازین دیار رفتیم
زین منزل پر غبار رفتیم
کس چارهٔ ما نکرد این جا
بیچاره بدان دیار رفتیم
غم بر سر غم بسی نهادیم
دلخسته و سوگوار رفتیم
در باغ جهان خوشی ندیدیم
غمها خوردیم و زار رفتیم
دلدار بما نکرد لطفی
دل سوخته و فکار رفتیم
دلبر بر ما قرار نگرفت
بیدلبر و بیقرار رفتیم
از گلشن او گلی نچیدیم
بیهوده بروی خار رفتیم
ما را بر خویش ره ندادند
مهجور و حزین و خوار رفتیم
ایفیض مکن شکایت از بخت
کز یار بسوی یار رفتیم
از آمدن ار خبر نداریم
صد شکر که هوشیار رفتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از دیاری پرغبار و غمآلود میرود و از بیتوجهیها و سختیهای زندگی شکایت میکند. او و همراهانش در این دیار به غمخواری و سوگواری مشغول بودند و از خوشی خبری نیافتند. دلدار و معشوقی که میخواستند توجهی به آنها کند، بیمحبت به حال خودشان رهایشان کرد. در نهایت، شاعر به ناامیدی و ناچار بودن خود اعتراف میکند و به یادآوری میپردازد که در این سفر، تنها به غم و محنت دچار شدند.
هوش مصنوعی: ما از این سرزمین رفتیم، از این خانهی پر از گرد و غبار.
هوش مصنوعی: هیچکس برای درمان درد ما در اینجا کارساز نبود، بنابراین ما به دیاری دیگر رفتیم.
هوش مصنوعی: ما در دل خود اندوههای زیادی را جمع کردهایم و با حالتی غمگین و دلشکسته از اینجا رفتهایم.
هوش مصنوعی: در زندگی دنیا، خوشیای نصیب ما نشد و تنها غم و اندوه را تجربه کردیم و با حالتی افسرده از این دنیا رفتیم.
هوش مصنوعی: محبوب ما هیچ لطفی به ما نکرد، با دل سوخته و غمگین راهی شدیم.
هوش مصنوعی: دلبر ما کنار ما نماند، ما نیز بدون او و در حال ناامیدی راهی شدیم.
هوش مصنوعی: از باغ او گلی نمیچیدیم و بیفایده به سراغ خارها رفتیم.
هوش مصنوعی: ما را به خود راه ندادند، در حالی که دور از دیگران و محزون و حقیر بودیم، بیآنکه بتوانیم جایی در کنار دیگران داشته باشیم، رفتیم.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که از بخت و قسمت خود شکایت نکن، زیرا ما به سوی دوست و یار خود رفتهایم. این جمله بیانگر این است که در زندگی نمیتوان همیشه به بخت و سرنوشت دلخوش بود و باید بیشتر به عشق و دوستیها توجه کرد.
هوش مصنوعی: اگر از آمدن کسی خبر نداریم، باید شکرگزار باشیم که با آگاهی و هوشیاری رفتیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زار از سر کوی یار رفتیم
رفتیم و به حال زار رفتیم
آن بلبل بی خودیم کز باغ
ناآمده نوبهار رفتیم
با شوق پر آمدیم لیکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.