باغ روی تو روضه رضوان
داغ عشق تو مالک نیران
طاق ابروت قبله اسلام
کفر گیسوت رهبر ایمان
چشم مست تو ساقی ایمان
لب سیراب چشمه حیوان
عقد دندانت رشک مروارید
وان لب لعل غیرت مرجان
زلف بر چاه غبغبت ظلمات
و اندرو آب زندگی پنهان
جمع در گیسوی پریشانت
جمع دلهای بیسر و سامان
تا به بیند صبای هر جائیش
خال در زیر زلف شد پنهان
در کمال تو عقلها واله
در جمال تو دیدها حیران
داغ عشق تو زخم را مرهم
یاد روی تو درد را درمان
چون دل فیضیافت آبادی
هر دلی کو ز عشق شد ویران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای معشوق خود میپردازد و ویژگیهای مختلف او را همچون باغی سرسبز و بهشتی توصیف میکند. عشق به معشوق، بهعنوان داغی سوزان و در عین حال مرهمی برای دردها تلقی میشود. ابرو و موی او مثالی از زیبایی و جذابیت است که دلها را در هم میریزد و در جستوجوی او، دلهای بیسر و سامان نزد او گرد هم میآیند. در نهایت، شاعر به اعجاز عشق اشاره میکند، همچنان که عشق میتواند ویرانی را به آبادانی بدل کند و به دلها آرامش بخشد.
هوش مصنوعی: باغ زیبای چهرهات بهشت رضوان را مینمایاند و عشق تو مانند آتش وجودم را میسوزاند.
هوش مصنوعی: قوس و قزح ابروهایت نشاندهندهی کمال و زیبایی است، در حالی که موهای گیسویت نیز نماد قدرت و رهبری در ایمان به شمار میرود.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو مانند چشمهای است که جان و ایمان را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: دندانهای تو به زیبایی مرواید و لبهای تو به جذابیت مرجان است که حس حسادت را برمیانگیزد.
هوش مصنوعی: موی بلند و پیچیده همچون چاهی تاریک است و در درون آن آب حیات به طور نهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: در گیسوان بینظیر تو، دلهای آشفته و بیقرار جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: تا وقتی که بادی خوش به هر کجا بوزد، نشانهی زیبایی او در زیر زلفش پنهان میشود.
هوش مصنوعی: در زیبایی و کمال تو، عقلها حیرتزده و چشمها سرگشتهاند.
هوش مصنوعی: عشق تو همچون زخمی است که با یاد چهرهات التیام مییابد و دردی که دارم، با عشق تو تسکین مییابد.
هوش مصنوعی: هر دلی که از عشق خراب شده و ویران شده باشد، به واسطهی فیض و رحمت، آباد و پرثمر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد کن زیرت اندرون تن شوی
تو برو خوار خوابنیده، ستان
جعد مویانت جعد کنده همی
ببریده برون تو پستان
پیر فرتوت گشته بودم سخت
[...]
آمد ای شاه دوش ناگاهان
فیلسوفی به نزد من مهمان
پاک چون رای تو زدوده سخن
تیز چون تیغ تو گشاده زبان
گفت با من ز هر دری و شنید
[...]
جاودان شاد باد شاه جهان
دولت او قوی و بخت جوان
تندرستیش باد و روزبهی
کامکاری و قدرت و امکان
همچو دلها بدو فروخته باد
[...]
امهات و نبات با حیوان
بیخ و شاخند و بارشان انسان
بار مانند تخم خویش بود
سر بیابی چو یافتی پایان
چون سخنگوی بود آخر کار
[...]
ای ببالا بلای آزادان
آرزوی دلی و رنج روان
تنم از عشق تو نوان و نزار
دلم از رنج تو نژند و نوان
آرزوی جوان و پیری تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.