دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
گل ز رخش بچین بچین تازه بتازه نو بنو
ای مه من بیا بیا در دل من درآ درآ
مهر خودت به بین به بین تازه بتازه نو بنو
مهر دگر بهر زمان در دل و سینه می نشان
در دل و دیده می نشین تازه بتازه نو بنو
جان بخیال آن دو لب هر نفس آورم بلب
تا کنمت فدا چنین تازه بتازه نو بنو
فیض اسیر ناتوان سوخت در آتش غمان
میکنیش دگر غمین تازه بتازه نو بنو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای عشق و زیبایی میپردازد و دعوت به وصال معشوق میکند. او از زیباییهای محبوبش میگوید و خواهش میکند که معشوق به دل او بیاید و محبت خود را در دلش بنشانند. همچنین، شاعر از دردهای ناشی از جدایی و غمهایی که تجربه کرده سخن میگوید و تمنا میکند که دیگر غمگین نباشد و به شادی و تازگی برگردد. به طور کلی، مضمون شعر حول عشق و آرزوی وصال میچرخد.
هوش مصنوعی: هر لحظه ببین که چقدر تازه و نو است، همچون گلهایی که از رخسار او چیده میشوند. هر بار که نگاه میکنی، زیبایی و تازگی او را بیشتر حس کن.
هوش مصنوعی: ای ماه من، بیا و به قلب من وارد شو، عشق و محبت خودت را در من ببین و به تازگی و نو به نو در وجودم بگنجان.
هوش مصنوعی: عاشقانهای که در دل و سینه به یاد کسی نشسته، باید همیشه تازه و نو باشد. محبت و عشق را باید در دل و در نگاه زنده نگه داشت.
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد آن دو لب زیبا میافتم، جانم را به آنها تقدیم میکنم و با هر نفس، شوقی تازه در دل میپرورانم.
هوش مصنوعی: در دل غم و اندوه، فردی که به ناتوانی دچار است، نمیتواند از شر این ناراحتیها رهایی یابد و زخمهای تازهای به زخمهای کهنهاش اضافه میشود. او همچنان در شکنجهی این اندوهها سوزانده میشود و نمیتواند به آرامش برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.