بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
ندیده است چو دیده کسی بلای کسی
خرابی دل من نیست جز زدیدهٔ من
که بسته باد چنین روزن از سرای کسی
ز دست دیده چه سازم مرا بجان آورد
کسی چگونه کشد روز و شب جفای کسی
من از کجا و غم عشق بیغمان ز کجا
چه لازمست کسی غم خورد برای کسی
ز دیده شکوه کنم یا ز جور مهرویان
بلاست بدتر یا مایهٔ بلای کسی
ز عشق شکر کنم یا کرشمهٔ معشوق
دواست خوشتر یا مایهٔ دوای کسی
وفا و مهر ازینان طمع مدار ایدل
نمیشوند نکویان بمدعای کسی
چو دیده دید و طپیدن گرفت دل نتوان
بغیر آنکه نهد دل کسی برای کسی
چو دل ز سینه برون رفت و با کسی پیوست
طمع مدار دگر گردد آشنای کسی
ز غیر شکوه برم سوی بار از و بکجا
بهر کسی نتوان گفت ماجرای کسی
ز بیوفائی خوبان بجان رسد گرفیض
سزای اوست که دل بست در وفای کسی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنجی که از عشق و دلبستگی به محبوبش میبرد اشاره میکند. او به این مسأله میپردازد که دیده و دل انسان به سادگی آسیبپذیرند و نمیتوانند به راحتی از محبت فرد خاصی دور شوند. شاعر از تجربه خودش میگوید که چگونه نمیتواند از بلوای این عشق رهایی یابد و بر این باور است که وفا و محبت تنها وعدههایی غیرقابل تحقق هستند. همچنین، به بیوفایی محبوبان و تأثیر آن بر روح و دل اشاره میکند، و سرانجام از غم و اندوه ناشی از این ارتباطات مینالد.
هوش مصنوعی: من در یک نگاه به چشمان کسی نظر کردم که هیچکس به اندازه او در عرصه عشق و آسیب ندیده است. وقتی به کسی دردی میرسد، او از آن درد آگاه است.
هوش مصنوعی: خرابی و ناامیدی دل من تنها به خاطر دیدگان من است که باعث شدهاند این روزنهٔ ناامیدی از خانهی کسی بسته شود.
هوش مصنوعی: از دست چشمم چه کاری میتوانم بکنم؟ کسی مرا به اندازهای در رنج و عذاب قرار داده که روزها و شبها را به سختی میگذرانم.
هوش مصنوعی: من از کجا آمدهام و غم عشق از کجاست؟ چه نیازی است که کسی به خاطر کسی غمگین شود؟
هوش مصنوعی: آیا من از غم و اندوهی که در چشمانم وجود دارد شکایت کنم، یا این که از ستم و ظلم جوانان زیبا و محبوبی که برایم دردسرساز شدهاند، حرف بزنم؟ هر دو وضعیتی سخت و نگرانکننده است.
هوش مصنوعی: من نمیدانم از عشق شکرگزاری کنم یا از زیباییها و ناز و اداهای معشوق که دارویی است برای دل. آیا این لذتها خوشتر است یا اینکه خود به تنهایی میتواند درد کسی را درمان کند؟
هوش مصنوعی: به این افراد امید وفا و محبت نداشته باش، ای عزیز، چرا که خوبان به وعده کسی دل نخواهند بست.
هوش مصنوعی: وقتی که چشم به چیزی مینگرد و دل به تپش میآید، نمیتواند جز این که کسی را برای کسی دیگر دوست بدارد.
هوش مصنوعی: وقتی دل از سینه بیرون میآید و به کسی دیگر پیوند میخورد، دیگر انتظار نداشته باش که دوباره به کسی دیگر عاطفه داشته باشد.
هوش مصنوعی: از کسی جز خودم نمیتوانم به کسی بگویم که در کجا دردی دارم و چه بر من گذشته است. به خاطر همین، بار خود را به دوش میکشم و هیچکس را در جریان نمیگذارم.
هوش مصنوعی: از بیوفایی کسانی که خوب مینمایند، آدم به ستوه میآید و عذاب میکشد. این نشانهای است از پاداش کسانی که در وفای دیگری دل بستهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی به بزم تو چون گردد آشنای کسی
که جا نمیدهد آنجا کسی برای کسی
به داغ زخم مرا چارهساز شو ورنه
به جز تو کیست که نیکی کند به جای کسی
در این زمانه نخواهم شد آشنای کسی
چرا که رنگ ندارد برم حنای کسی
در آن دیار، که کس تب برای کس نکند
دگر چگونه توان مرد از برای کسی؟
کنون که نیست وفا در نهاد نوع بشر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.