سرکشیهای جوانان تا کی
دل ما در غم اینان تا کی
از پریشانی زلف ایشان
دل عشاق پریشان تا کی
از فسونهای خوش خوش چشمان
چشم و دل واله و حیران تا کی
از سراپای سراپا سوزان
شعله سان سینه فروزان تاکی
با دل ریش و تن خستهٔ زار
دور از آن مرهم و درمان تا کی
دوست را راتبه حرمان تا چند
غیر را وصل فراوان تا کی
فیض از سرّ حقیقت دم زن
این سخنهای پریشان تا کی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دغدغههای عاشقان میپردازد و از بیقراری و رنج دل آنها در اثر زیباییهای جوانان و پریشانحالی ناشی از آن سخن میگوید. او از سرکشی و فریبندگی جوانان و تأثیر آن بر دل عاشقان مینویسد و میپرسد که این وضع تا کی ادامه خواهد داشت. شاعر با بیان حال دل خود و دیگر عاشقان که در غم دوری از محبوب به سر میبرند، ناتوانی خود را از درمان درد عشق مطرح میکند و در پایان، از حقیقت وجود خویش سخن میگوید و به مفهوم ماندگاری رنج عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا کی جوانان به سرکشیهای خود ادامه خواهند داد و دل ما تا کی باید به خاطر آنها غمگین باشد؟
هوش مصنوعی: دل عشاق به خاطر گیجی و درهم بودن زلف معشوقان چقدر باید بیقرار و آشفته بماند؟
هوش مصنوعی: با جذابیت و زیبایی چشمها و حالتی که دل و چشم را شگفتزده کرده است، چه زمانی میتوان از این وضعیت شگفتانگیز رهایی یافت؟
هوش مصنوعی: سینهی من در آتش عشق شعلهور است و این حرارت و التهاب از تمامی وجودم ساطع میشود.
هوش مصنوعی: با قلبی آسیبدیده و بدنی خسته و نزار، تا چه زمانی باید دور از آن تسکین و درمان بمانم؟
هوش مصنوعی: دوست را که از او محروم هستم، تا چند باید انتظار بکشم؟ و افراد غیر دوستم را که به راحتی به هم وصل میشوند، تا کی میتوانم ببینم؟
هوش مصنوعی: بهرهمندی از راز حقیقت را بهزودی بیان کن؛ این سخنان نامرتب و بیمحتوا تا کی ادامه خواهند داشت؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.