منم که مهر نبی و ولی پناه من است
دعای نایب حق ورد صبحگاه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمد اللّه
گدای خاک ره دوست پادشاه من است
ز وصل او نشکیبم گرم به تیغ زنند
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
به حال من نظری میکن ای امام زمان
که التفات تو کفاره گناه من است
مرا ز دنیی و عقبی غرض وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
بر آستان شما رو نهادهام زان روی
فرا ز مسند خورشید تکیهگاه من است
ز موجهای حوادث مرا چه باک ای فیض
چو مهر حیدر و اولاد او پناه من است
وگرنه ذکر حقم بر زبان خروشی نیست
به دل محبت این قوم عذرخواه من است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و ارادت خود به امام زمان (عج) میپردازد و اظهار میکند که محبت او پناهگاه اوست. او به دعا و ذکر نایب حق اشاره میکند و میگوید که بین پادشاه و گدا تفاوتی نمیبیند، چرا که همه در برابر عشق به خدا و ولی او یکسان هستند. شاعر از امام میخواهد که به حال او نگاهی کند چون توجه او میتواند باعث بخشش گناهانش باشد. او تنها هدف خود را وصال به امام و دوری از دنیا و آخرت جز این خیال نمیداند و بر این باور است که در سختیها نیز با تکیه به اهل بیت، آرامش خواهد داشت. در نهایت، او عذرخواهی میکند که ذکر حقش بر زبانش جاری نیست و فقط محبت اهل بیت در دلش حضور دارد.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که محبت پیامبر و ولی برایم پناهگاه است و دعای نایب خدا، صبحگاهان برای من همچون ذکر و وردی است که بر زبان دارم.
هوش مصنوعی: من از مقام و موقعیت پادشاهان و تهیدستان آزاد هستم، و با سپاس از خداوند، گدای کسی هستم که به خاک پای دوست خود میرسد و او برای من مانند پادشاه است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به خاطر وصال او تحمل کنم، اگر با شمشیر به من حمله کنند، فرار کردن از دروازهی قدرت (دولت) نه برای من صحیح است و نه راهی که من میشناسم.
هوش مصنوعی: ای امام زمان، به من نگاهی بینداز. توجه و التفات تو میتواند غفرانی برای گناهان من باشد.
هوش مصنوعی: من به چیزی جز وصال شما در دنیا و آخرت فکر نمیکنم و خداوند بر این موضوع شاهد و گواه من است.
هوش مصنوعی: من در آستان شما سر نهادهام و به همین دلیل، تکیهگاه من فراتر از سمت خورشید است.
هوش مصنوعی: از امواج حوادث و مشکلات زندگی نمیترسم، زیرا حمایت من حیدر (علی) و فرزندان اوست.
هوش مصنوعی: اگرچه من به ذکر خداوند بر زبانم صدایی نمیزنم، اما در دل محبت من، این قوم از من عذرخواهی میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منم که گوشهٔ میخانه خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مغان وردِ صبحگاهِ من است
گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک
نوایِ من به سحر آهِ عذرخواهِ من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
[...]
منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
حریم دیر مغان را گرفته خانقهم
خم شراب کهن پیر خانقاه من است
گرم ز مهر تو مانع نگشت موی سفید
[...]
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
که باز بالش امید تکیه گاه من است
ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشق
دمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است
صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاک
[...]
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است
عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست
که عمرهاست کف دست تکیه گاه من است
ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذر
[...]
منم که مهر نبی و ولی پناه من است
دعای نایب حق ورد صبحگاه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمد اللّه
گدای خاک ره دوست پادشاه من است
ز وصل او نشکیبم گرم به تیغ زنند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.