کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
ترسم خدا نکرده درافتی به چاه خویش
گر در محبت تو بریزند خون من
خود روز رستخیز شوم عذرخواه خویش
امروز اگر به جرم وفا میکشی مرا
فردای حشر معترفم بر گناه خویش
اکنون که خاک راه تو شد جان پاک من
زنهار پا مکش ز سر خاک راه خویش
برگشتهام ز کوی تو با یک جهان امید
نومید کس مباد ز امیدگاه خویش
روزی اگر در آینه افتد نگاه تو
مفتون شوی ز فتنهٔ چشم سیاه خویش
از خاک غیر نرگس بیمار بر نخاست
تا چشم ما گریست به حال تباه خویش
درماندهام به عالم عشقش ز بی کسی
آه ار نگیردم غم او در پناه خویش
نازد به خیل غمزه بت نازنین من
چون خسروی که ناز کند بر سپاه خویش
با جور او بساز فروغی که اهل دل
جایی نمیبرند شکایت ز شاه خویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و درد ناشی از آن میپردازد و نسبت به معشوقهاش احساس وابستگی عمیق دارد. او از نگاه معشوقهاش ترس دارد که مبادا به درد و رنج روحی دچار شود و در عین حال از علاقه و وفاداریاش به او سخن میگوید. شاعر دربارهٔ امید و ناامیدی نیز تأمل میکند و بر این باور است که عشق و یاد معشوق میتواند او را از غمها رها کند. همچنین، او به زیبایی چشمهای معشوقهاش اشاره میکند و در نهایت به تسلیم خود در برابر احساساتش اعتراف میکند. این غزل به وضوح تضادهای عشق و درد را نمایان میسازد و نشاندهندهٔ عمق احساست شاعر است.
هوش مصنوعی: زیاد به چالاکی و زیبایی خود ننگر، زیرا ممکن است به گونهای سقوط کنی که دیگر نتوانی بیرون بیایی.
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو به من آسیب بزنند، من خود را در روز قیامت شایسته عذرخواهی میدانم.
هوش مصنوعی: اگر امروز به خاطر وفاداریم مرا مجازات میکنی، من در روز قیامت بر اشتباهات خودم اعتراف میکنم.
هوش مصنوعی: اکنون که خاک مسیر تو شده، جان پاک من را از روی این خاک نرسان، زحمت نده و از سر راه خود نرو.
هوش مصنوعی: من از راه تو برگشتم تا هیچ کس در دنیا بدون امید نباشد و هیچکس از منبع امید خود ناامید نشود.
هوش مصنوعی: روزی اگر به آینه نگاه کنی، مجذوب و سرگشتهٔ جذابیت چشمان سیاه خودت خواهی شد.
هوش مصنوعی: از خاک غیر نرگس بیمار، چیزی برنخاست و تا زمانی که چشم ما به حال خراب خود نگریست، دردی در دل داشتیم.
هوش مصنوعی: به خاطر تنهایی و بیکسی، به عشق او درماندهام. اگر نتوانم غم او را احساس کنم، خودم به نابودی و تباهی میرسم.
هوش مصنوعی: دلربای من با ناز و غمزهاش مثل یک شاه است که بر سپاه خود ناز میکند و بر آنان فخر میفروشد.
هوش مصنوعی: با صبر و تحمل با دشواریهای او زندگی کن، زیرا افرادی که به حقایق عمیقتری دست یافتهاند، از شرایط ناخوشایند خود شکایت نمیکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن سالکی که از پی مردان راه خویش
در راه دین بباخت همه مال و جاه خویش
اهل گنه ز شرم رسوم تباه خویش
ز آن برده اند سوی جنابش پناه خویش
گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش
هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر
دردا که مردم از نفس عمر کاه خویش
دارم تب فراق و ندارم مجال آه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.