دست در حلقهٔ آن جعد چلیپا زدهام
دل سودازده را سلسله در پا زدهام
عشقم آتش زد و آب مژه از سر بگذشت
پی آن گوهر یک دانه به دریا زدهام
در بر غمزهٔ طفلی سپر انداختهام
من که بر قلب جهان با تن تنها زدهام
ساقیم کرده چنان مست که هنگام سماع
سنگ بر شیشه نه طارم مینا زدهام
با من ای زاهد گمراه مزن پنجه به جهل
که ز آه سحری بر صف اعدا زدهام
منم آن عاشق دیوانه که از غایت شوق
خم زنجیر تو را بر دل شیدا زدهام
لالهزاری شدهام بس که به گلزار وفا
شعله داغ تو را بر همه اعضا زدهام
میتوان یافت ز طغیان جنونم که مدام
سر سودای تو دارد دل سودازدهام
پا به گل مانده ز بالای تو طوبی آری
من در این مسأله با عالم بالا زدهام
هر که فیض دم جان بخش تو بیند داند
که چرا خنده به انفاس مسیحا زدهام
بخت بیدار مدد کرد فروغی که به خواب
بوسهای چند بر آن لعل شکرخا زدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق دیوانهوار خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دلش به خاطر این عشق سختیهای زیادی را متحمل شده است. او به چالشهای عاشقانهاش اشاره میکند و از قدرت جذابیت معشوق که او را مجنون کرده، سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند زنجیر و آتش، شدت احساسات خویش را توصیف میکند و به ارتباط عمیقش با معشوق و اثرات آن بر قلب و روانش اشاره مینماید. او همچنین به زاهدان گمراه هشدار میدهد که عشق او به معشوق، فراتر از جهل و نادانی آنهاست. در پایان، شاعر از بخت و خوششانسی خود برای رسیدن به عشقاش یاد میکند.
هوش مصنوعی: من دستم را در حلقهی موهای آن دختر پیچیدهام و دل دلدادهام را به زنجیر حسرت درآوردهام.
هوش مصنوعی: محبت من مانند آتش سوزان است و از چشمانم اشک به زمین ریخته. برای به دست آوردن آن گوهر گرانبها، به دریا دست زدهام.
هوش مصنوعی: من در مقابل نگاه زیبا و معصومانهی کودکی دفاع کردهام، چرا که با وجود همهچیز، به تنهایی بر دل جهان ضربه زدهام.
هوش مصنوعی: من به قدری مست شدهام که وقتی موسیقی مینوازند، حالتی دارم که انگار سنگی بر شیشههای طارم (گنبدی) میزنم.
هوش مصنوعی: ای زاهد گمراه، با من درافت نکن و به نادانیات دامن نزن، زیرا من از دلتنگیهای سحرگاهی به دشمنان ضربهای زدهام.
هوش مصنوعی: من آن عاشق دیوانهام که به خاطر عشق فراوان، زنجیر تو را بر دل شیدای خود گره زدهام.
هوش مصنوعی: من به قدری از عشق و داغی تو آکندهام که مثل لالهزاری شدم. هر گوشهام را حرارت و عشق تو فراگرفته است.
هوش مصنوعی: میتوان از شدت بیتابی و عشق من به تو پی برد، چرا که دل شیدای من دائم در آرزوی توست.
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و درخشش خاص تو، من در این موضوع به اوج و کمال رسیدهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که نعمت زندگیبخش تو را تجربه کند، میداند که چرا من با نفسهای خود مانند مسیحا لبخند میزنم.
هوش مصنوعی: برکت و شانس، به من یاری رساند تا بتوانم خوابهایی خوش با بوسههایی ملایم بر آن لعل (که به معنای لبان شیرین و زیباست) بگذرانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غوطه در بحر گهر ز آبله پا زدهام
در دل خاک قدم بر سر دریا زدهام
سود من از سفر خاک، که چشمش مرساد
مشت خاکی است که در دیده دنیا زدهام
تا در فیض گشوده است به رویم توفیق
[...]
تا ز مینای غم عشق تو صهبا زدهام
عقل را شیشه ناموس به خارا زدهام
از پی میمنت عیش مرا تیغ شراب
تا به دست آمده بر گردن تقوا زدهام
می مسیحا و من غمزده رنجور مکن
[...]
تا به دامان تو من دست تولا زدهام
پای بر اطلس و نه جامه خضرا زدهام
تا دلم مطلع خورشید گریبان تو شد
خنده بر روشنی صبح مصفّا زدهام
در تو گر من نظری بنگرم از چشم هوس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.