خطت دمید از اثر دود آه ما
شد آه ما نتیجه روز سیاه ما
ما را به جرم عشق تو کشتند منکران
سرمایهٔ ثواب شد آخر گناه ما
ما خونبهای خویش نخواهیم روز حشر
گر باز بر جمال تو افتد نگاه ما
شاهد ضرور نیست شهیدان عشق را
گو هیچ دم مزن ز شهادت گواه ما
قانع شدم به نیم نگه لیکن از غرور
مشکل نظر کند به گدا پادشاه ما
چشمش نظر به حالت دلخستگان نکرد
یا رب کسی مباد به حال تباه ما
گفتم که چیست سلسله جنبان فتنه، گفت
ماری که خفته است به زیر کلاه ما
گفتم که آب دیده ما چاه میشود
گفتا اگر به دیده کشی خاک راه ما
دانی که چیست نیر اعظم فروغیا
کمتر فروغ طلعت تابنده ماه ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر از احساس عمیق عشق و درد ناشی از آن میگوید. شاعر با اشاره به عواقب عشق و ناتوانی در بیان احساسات، مرگ و تلخیهایی که از عشق ایجاد شده را بررسی میکند. او به ظلم و بیعدالتی اشاره میکند که در نتیجه عشق او را به مرگ و گناه محکوم کردهاند. همچنین، او به عشق خود افتخار میکند و در عین حال از بیتوجهی معشوق به حال خویش گلایه میکند. در پایان، شاعر به قدرت و زیبایی عشقش اشاره کرده و آن را با نور و روشنی تشبیه میکند.
هوش مصنوعی: نوشته یا خط تو تحت تأثیر غم و اندوه ما قرار گرفته و این اندوه نتیجهی روزهای سخت و سیاه ماست.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو مورد اذیت و آزار قرار گرفتیم و کسانی که این عشق را نپذیرفتند، در واقع ما را به گناه متهم کردند و به این ترتیب گناه ما اجتناب ناپذیر شد.
هوش مصنوعی: ما در روز قیامت، اگر دوباره بتوانیم به چهرهات نگاه کنیم، به هیچ قیمتی به خاطر خودمان طلب خونبها نخواهیم کرد.
هوش مصنوعی: عاشقان نیازی به گواهی ندارند؛ نباید هرگز از حقیقت و تجربهی خود سخن بگویند.
هوش مصنوعی: من راضی شدم به یک نگاه از تو، اما از روی غرور، سخت است که پادشاه به گدا نگاهی بیندازد.
هوش مصنوعی: چشم او به حال دلتنگان نمینگرد، ای کاش کسی به حال خراب ما توجه نکند.
هوش مصنوعی: سوالی از شخصی کردم درباره منبع فتنه و آشوبها، او پاسخ داد که این مانند ماری است که درون کلاهمان خوابیده و در حال حاضر بیخطر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: گفتم که اشکهایم مانند چاه عمیق میشود. او گفت: اگر با اشکهایت خاک راه ما را بپوشانی، این چاه هرگز پر نخواهد شد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی که نور بزرگتر چیست؟ این نور، کمتر از روشنی چهره درخشان ماه ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما
واندر دو کون راهنما و پناه ما
افتاده های بحر گناهیم دست گیر
ای دستگیر جمله حال تباه ما
برده سبق زجمله کفار این زمان
[...]
یا رب بسوز سینه رندان که آه ما
جایی رسان که پاک بسوزد گناه ما
امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
گویا حجاب سوخته از برق آه ما
از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو
خون می چکید روز وداع از نگاه ما
شغل محبت است که مانع ز طاعت است
[...]
رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما
آیینه تیره روز ز روی سیاه ما
هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است
چون مهره گل است ز گرد گناه ما
بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع
[...]
پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما
چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما
روزی که نبود آینه حسن در نظر
در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما
ما صبح صادقیم و دم از مهر میزنیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.