گر جلوهگر به عرصهٔ محشر گذر کنی
هر گوشه محشر دگری جلوهگر کنی
کاش آنقدر به خواب رود چشم روزگار
تا یک نظر به مردم صاحب نظر کنی
جان در بهای بوسهٔ شیرین توان گرفت
گیرم درین معامله قدری ضرر کنی
تا کی به بزم غیر می لاله گون کشی
تا چند خون ز رشک مرا در جگر کنی
گفتم به روی خوب تو خواهم نظر کنم
گفتا که باید از همه قطع نظر کنی
غیر از وصال نیست خیال دگر مرا
ترسم خدا نکرده خیال دگر کنی
شبها بباید از مژه خون در کنار کرد
تا در کنار دوست شبی را سحر کنی
هرگز کسی به دشمن خونخوار خود نکرد
با دوست هر ستم که تو بیداد گر کنی
هر چند تو به قتل فروغی مخیری
باید ز انتقام شهنشه حذر کنی
جم دستگاه فتحعلی شاه تاجدار
باید که سجده بر در او هر سحر کنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با بیان زیبایی و جذابیتهای معشوق از آن میخواهد که در روز محشر خود را نمایان کند و هر گوشه از آنجا را با جلوهگریاش زینت بخشد. او به خواب رفتن ایام را آرزو میکند تا بتواند لحظهای به نظر معشوق بنگرد و در عوض، از جان خود به بوسهای شیرین بها دهد. شاعر در ادامه از احساس حسادت و درد ناشی از فاصلهاش با دوست سخن میگوید و به ناچار به معشوق میگوید که باید همه چیز را فراموش کند جز وصال. همچنین، او به سختیهای شبنشینی و وفاداری به دوست اشاره کرده و در نهایت، به خطر انتقام شهنشاه اشاره دارد که باید از آن پرهیز کند.
هوش مصنوعی: اگر در روز رستاخیز به میدان بیایی، هر گوشهای از آن روز، تو را به نوعی دیگری معرفی خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ای کاش چشم روزگار آنقدر غرق خواب شود که تو فرصتی به دست آوری و بتوانی نگاهی به کسانی که در میانهی نظر و فکر هستند بیندازی.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در این معامله کمی ضرر کنی، اما جان میتواند با یک بوسهٔ شیرین نیرو بگیرد.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در مجالس دیگران شادابی و زیبایی را به نمایش بگذاری؟ چقدر دیگر میخواهی به خاطر حسادت نسبت به من، دل مرا پر از درد کنی؟
هوش مصنوعی: گفتم که به زیبایی تو نگاه خواهم کرد، او گفت برای این کار باید از همه چیز دیگری غافل شوی.
هوش مصنوعی: جز وصال تو، هیچ خیالی ندارم. میترسم خداوند نکرده، خیالی به جز تو در سرپرورانم.
هوش مصنوعی: باید شبها به خاطر دوست، از عشق و longing خود اشک بریزی و رنج و غم را تحمل کنی تا بتوانی لحظاتی شیرین و خوش را در کنار او بگذرانی.
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز به دشمنی که به او آسیب میزند، با دوستان خود ظلم و ستم نمیکند، اما تو بهطرز وحشتناکی ظلم میکنی.
هوش مصنوعی: هرچند که تو مختاری تا کسی را بکشی، اما باید مراقب باشی که از انتقام پادشاه دوری کنی.
هوش مصنوعی: در هر صبح باید برای جابهجایی و در یابیدن برکت از درگاه پادشاهی که تاج دارد، سجده کنی و به او احترام بگذاری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنی
فیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنی
آزاد، بندهای که بود در رکاب تو
خرم، ولایتی که تو آن جا سفر کنی
دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ
[...]
ای ماه اگر به گوشه گلشن نظر کنی
گل را ز حال بلبل بیدل خبر کنی
گویی که جمله چشم امیدم به راه تست
شاید گرم به گوشه چشمی نظر کنی
ما بینوا و مفلس و تو کیمیافروش
[...]
خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
آگه کسی که هم ز خودش بیخبر کنی
خوشحال بیدلی که به یک جام التفات
از خاطرش غم دو جهان را به در کنی
فیروز طالعی که به یک آه صبحگاه
[...]
در شهر اگر تو شاهد شیرین گذر کنی
شهری به یک مشاهده زیر و زبر کنی
خوش آن که از کمین به در آیی کمان به دست
وز تیر غمزه کار مرا مختصر کنی
شب گر به جای شمع نشینی میان جمع
[...]
چون شمع گر به بزم وفا ترک سرکنی
سر پیش عاشقان رخ دوست برکنی
اول قدم کزین تن خاکی برون نهی
در ملک جان به حضرت جانان گذر کنی
گیری اگر حجاب دوئیت زچشم دل
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.