دو گروهند خلق این عالم
علمایند و مردم جاهل
جاهلان شعر را نمی دانند
زانکه هستند از هنر غافل
پیش عالم خطاست گفتن شعر
بلکه ناشرع هرزه و باطل
آه ازین غم که هست در عالم
امر من صعب کار من مشکل
کرده ام صرف عمر عمر در کاری
که باو نیست هیچ کس مایل
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دو گروهند خلق این عالم
علمایند و مردم جاهل
جاهلان شعر را نمی دانند
زانکه هستند از هنر غافل
پیش عالم خطاست گفتن شعر
بلکه ناشرع هرزه و باطل
آه ازین غم که هست در عالم
امر من صعب کار من مشکل
کرده ام صرف عمر عمر در کاری
که باو نیست هیچ کس مایل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تقسیم مردم به دو گروه اشاره دارد: علمای دانشمند و مردم جاهل. جاهلان از هنر و شعر بیخبرند و برای آنان گفتن شعر اشتباه است. شاعر از این موضوع گلایهمند است و احساس غم و دشواری میکند، زیرا تمام عمر خود را صرف کاری کرده که کسی به آن اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: در این دنیا دو دسته از افراد وجود دارند: یک گروه دانشمندان و اهل علم هستند و گروه دیگر افرادی هستند که از دانش و آگاهی کافی برخوردار نیستند.
هوش مصنوعی: سخن سردگران هنر کمتجربهها را نمیشناسند زیرا از زیباییهای هنر بیخبرند.
هوش مصنوعی: گفتن شعر در برابر عالم نادرست است و فقط باعث انتشار افکار بیاساس و نادرست میشود.
هوش مصنوعی: این غم که در زندگیام وجود دارد، بسیار تلخ و دشوار است و کارهایی که باید انجام دهم، برایم سخت و به چالش کشنده است.
هوش مصنوعی: من زندگیام را صرف کاری کردهام که هیچکس به آن تمایل ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر ندانی ز زاغور بلبل
بنگرش گاه نغمه و غلغل
ای دو زلفت چو ماه در آخر
وی رخانت چو مشک در اول
احول اکحلی و متفقند
خلق در حسن احول اکحل
شده بار دگر کسی هم جفت
[...]
آمد از حوت برنهاده ثقل
پیشوای ستارگان به حمل
پر لطایف نموده عرض هوا
در طرایف گرفته طول جبل
کرده بر آب و باد و خاک طباع
[...]
نه به ذاتست ساکن هر دل
بلکه لطفش همی کند منزل
جان بیمار در تراقی وتو
میگشائی ز دست او قیفال
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.