یک جهان تسلیم در یک پیرهن
یک فلک توحید در یک طیلسان
خلق او مستغنی از اوصاف خلق
خنجر خورشیدکی خواهد فسان
پردهپوشم بهروی از اوصاف خویش
تا نهان ماند ز چشم ناکسان
ورنه خاموشی بسی اولیترست
زانکه کار قلب ناید از لسان
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
یک جهان تسلیم در یک پیرهن
یک فلک توحید در یک طیلسان
خلق او مستغنی از اوصاف خلق
خنجر خورشیدکی خواهد فسان
پردهپوشم بهروی از اوصاف خویش
تا نهان ماند ز چشم ناکسان
ورنه خاموشی بسی اولیترست
زانکه کار قلب ناید از لسان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به تفسیر توحید و مقام الهی میپردازد. او به این نکته اشاره دارد که جهانی عظیم در یک لباس کوچک و متواضع نهفته است و موجودات در ذات خود از صفات خداوند بینیازند. همچنین بر این باور است که پنهانسازی اوصاف خویش بهتر است تا از دید نااهلان دور بماند، چراکه سکوت جایگاهی برتر از سخن دارد، چرا که قلب نمیتواند همهچیز را به زبان آورد.
هوش مصنوعی: در یک لباس، تمام جهان در تسلیم و فرمانبرداری قرار دارد و در یک پارچه، همهی نشانههای یگانگی و توحید وجود دارد.
هوش مصنوعی: آفریدگان او هیچ نیازی به ویژگیهای خلقی ندارند، زیرا خورشید درخشان مانند خنجری است که آثار و داستانهایش را با روشنی خود بیان میکند.
هوش مصنوعی: من ویژگیها و خصوصیات خود را پنهان میکنم تا افرادی که شایسته نیستند نتوانند آنها را ببینند.
هوش مصنوعی: سکوت بهتر است که کلمات که از دل برنمیخیزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عالم از قهر و لطف او ترسان
صالح و طالح از فزع یکسان
نانی از خوان خود دهی به کسان
به که حلوا خوری ز خوان خسان
نتهی راز پیش بلهوسان
ورچه هستت زبان به دست کسان
من ندیدم سلامتی ز خسان
گر تو دیدی سلام من برسان
سیر گشتم ز نازهای خسان
کم زنم من چو روغن به لسان
بعد از این شهد را نهان دارم
تا نیفتند اندر او مگسان
خویش را بعد از این چنان دزدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.