عشق آمد و مرا ز الم میکند خلاص
شوق غم توام ز ستم میکند خلاص
شور جنونت ار برسد یک جهت مرا
از ورطه وجود و عدم میکند خلاص
یاری کند اگر مژه در راه کوی دوست
ما را ز دست نقش قدم میکند خلاص
یک جلوه تو ای مه من بتپرست را
یکبارگی ز قید صنم میکند خلاص
وصلت دچار گر شود ای دلربا مرا
از جستجوی دیر و حرم میکند خلاص
ما را دل از نظاره گلهای داغ تو
از آرزوی باغ ارم میکند خلاص
قصاب اگر نقاب گشاید ز رخ نگار
دست مرا ز دامن غم میکند خلاص



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تاثیر عمیق عشق بر روح و وجود خود سخن میگوید. او در مییابد که عشق میتواند او را از رنجها و جستجوهای بیفایده رهایی بخشد. دیدن محبوب و جلوههای او، باعث شده که شاعر از وابستگیها و غمهایش فاصله بگیرد. همچنین، او تأکید میکند که عشق و یاد معشوق، قدرت رهاییبخشی دارند که میتوانند تمام ستمهای گذشته را فراموش کنند. در واقع، عشق او را به سویی جدید و آزاد میبرد که دیگر نیازی به جستجوی زیباییهای ناچیز ندارد.
هوش مصنوعی: عشق به سراغم آمد و من را از درد و رنج آزاد کرد، ولی شوق و غم تو همچنان مرا تحت فشار قرار میدهد و رها نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر جنون عشق تو به من برسد، مرا از دره وجود و عدم نجات میدهد.
هوش مصنوعی: اگر مژهها در مسیر عشق یاری کنند، ما با دیدن اثر قدمهای دوست، به راحتی از تمام مشکلات رهایی مییابیم.
هوش مصنوعی: یکبار تو، ای ماه مهربان، با زیباییات بتپرست را بهراحتی از وابستگی به بتها رها میکنی.
هوش مصنوعی: اگر وصال تو دچار مشکل شود، ای دلربا، مرا از جستجوی دیر و حرم رها میکند.
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر زیباییهای سوزان تو از آرزوی بهشت و باغ ارم آزاد میشود.
هوش مصنوعی: اگر قصاب صورت خودش را برملا کند، زیبایی چهرهام باعث میشود که دستم از چنگال غم رها شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.