روز و شب در بزم دوران بیقرارم همچو دف
بسکه سیلیخوار دست روزگارم همچو دف
چون که میسازد به گرم و سرد طبعم روزگار
زآب و آتش میرسد گاهی مدارم همچو دف
کی از این بیخانمانی منت از دونان کشم
من که از پهلوی خود باشد حصارم همچو دف
زینتی جز پوست بر بالای من زیبنده نیست
با غم دیبای اطلس نیست کارم همچو دف
گشتهام پنهان به زیر خرقه عریان تنی
کی دگر از دهر چشم فتنه دارم همچو دف
در بساط نغمهسنجان حلقهها دارم به گوش
پای تا سر در محبت داغدارم همچو دف
تا زچشم بد به هنگام حجاب ایمن بود
پیش روی یار دائم بیقرارم همچو دف
تا صدای یار نگذارد ز مجلس پا برون
بهر حفظ نالهاش پرگاروارم همچو دف
میبرندم گرچه قصاب این زمان بر روی دست
پیش جانان غیر افغان نیست کارم همچو دف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای ناآرامی و بیقراری خود در بزم زندگی میگوید و خود را مانند دفی میبیند که تحت تأثیر دست روزگار قرار دارد. او به مشکلات و تغییرات مداوم زندگی اشاره میکند و از بیخانمانیاش و عدم وابستگی به دیگران سخن میگوید. در عین حال، غم و اندوه را در وجود خود حس میکند و مینویسد که جز پوستی بر بدن ندارد و از زرق و برق دنیا بریده است. با وجود همهی اینها، خواهان حفظ محبت و صدای یار است و به این دلیل در مجلس عشق بیقرار و آشفته به سر میبرد. شاعر به نوعی نشان میدهد که رسالت او ابراز عشق و وفاداری است، حتی اگر در دست روزگار آسیب دیده باشد.
هوش مصنوعی: در طول روز و شب هر لحظه در حال احساس ناآرامی و بیقراری هستم، مانند دفی که مدام بر اثر ضربهها جابجا میشود. زندگی به شدت به من فشار میآورد و من در برابر تغییرات آن بیپناه و آسیبپذیر هستم.
هوش مصنوعی: زمانی که زندگیام تحت تأثیر گرما و سرما قرار میگیرد، گاهی به حالت ناپایدار و بیثباتی میرسد، مانند صدای دف که در تنش و بینظمی به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: من از این بیخانمانی چگونه میتوانم از پستفطرتان گله کنم وقتی که خودم به اندازه کافی دور از خودم احساس امنیت میکنم؟
هوش مصنوعی: تنها زینتی که بر تن من مناسب است، پوست است. غم و اندوهی که دارم، به زیبایی دیبای اطلس نمیماند و کار من مثل ضربه زدن به دف است.
هوش مصنوعی: به طور مخفیانه و پوشیده زندگی میکنم و به خاطر اینکه دلم را از درد و فتنههای دنیا دور کنم، دیگر نمیخواهم به زیباییها و جذابیتهای دنیا توجهی داشته باشم.
هوش مصنوعی: من در جمع نوازندگان، حلقههایی دارم و از سر تا پا در عشق و محبت پر از احساس و داغ هستم، مانند سازی به نام دف که صدا میزند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از چشم بد در امان باشم و در حجاب باشم، همیشه در مقابل یار بیقرار و ناآرامم مانند دف که به ضربان میزند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که صدای محبوب از جمع خارج نشود، من هم از این جمع بیرون نمیروم و برای حفظ نالهام، مانند دفی که در گردون میچرخد، میچرخم و میزنم.
هوش مصنوعی: مرا میبرند، هرچند که این قصاب در زمانه، بر روی دستانش با عشق و محبت کار میکند. من نیز مثل دفیام؛ یعنی تنها و بیکس.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.