کم خور ای روشنضمیر از سفره دو نان نمک
نیست آسان خوردن دانا دل از نادان نمک
میخورند از بسکه با یکدیگر از روی نفاق
عالمی را در حقیقت کرده سرگردان نمک
قدر مردان بر طرف شد زین نمکنشناس چند
تا به کی نوشند این مردان ز نامردان نمک
شرطها دارد بهجا آوردن آن مشکل است
خوردن آسان نیست ور یک ذرّه با رندان نمک
لقمهای بی خون زخم دل گوارای تو نیست
درد اگر خواهی مخور از دست بیدردان نمک
از برای امتحان ناکس و کس کافی است
یک سرانگشتی که بخشد در بن دندان نمک
دوش گریان میشدم قصاب از کویش که ریخت
آن سراپا ناز بر زخم دلم خندان نمک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد کردار انسانها میپردازد و بر نفاق و دورویی اشاره میکند. او از روشنضمیران میخواهد که از معاشرت با افرادی که درونی ناپاک دارند، دوری کنند و یادآوری میکند که در این دنیا، بسیاری از افراد با چهرهای نیکو اما با روحی ناپاک وجود دارند. همچنین، شاعر به دشواریهای زندگی و امتحانهای آن اشاره میکند و تأکید میکند که یک لقمهٔ بدون درد و زخم میتواند برای دل گوارا نباشد. در نهایت، او از تنهایی و غم خود میگوید که مانند قصابی است که در یاد کسی دلسرد و در عذابی برای دردی ناشی از بیوفایی رندان است.
هوش مصنوعی: ای انسان با بصیرت، از دو قرص نان پرهیز کن، زیرا خوردن آن ساده نیست. قلب دانا از نادان، مانند نمک میماند.
هوش مصنوعی: آنها به قدری به خاطر نفاق و دوگانگی در روابطشان به یکدیگر میخورند که حقیقتاً دنیای اطراف را به سردرگمی کشاندهاند.
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و با ارزش از کنار افرادی که ارزش و ادب را نمیشناسند، دور شدهاند. حالا این مردان خوب و شریف چگونه میتوانند از افرادی که درک درستی از نامردی و بیوفایی ندارند، بهرهمند شوند؟
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن چیزی، شرایط خاصی لازم است و انجام این کار آسان نیست. لذتبردن از زندگی و ارتباط با معشریان هم دشواریهای خود را دارد و نمیتوان به راحتی از آن عبور کرد.
هوش مصنوعی: برای تو که دلت زخم خورده، لقمهای که بدون درد باشد خوشمزه نیست. اگر میخواهی از درد رها شوی، از دست کسانی که درد را احساس نمیکنند، نخور.
هوش مصنوعی: برای آزمایش و سنجش افراد ناتوان و توانا، یک مقدار کم از نمک که بر روی نوک انگشت قرار گیرد، کافی است تا نشان دهد که در دل انسان، چه ویژگیهایی نهفته است.
هوش مصنوعی: دیشب در حال گریه بودم که ناگهان قصابی از کوچهاش گذشت. او با زیبایی و ناز خاصی به زخم دلم لبخند زد و نمک بر زخمهای من پاشید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.