نمیرفتم برون از جاده گر هشیار میبودم
به منزل میرسیدم گر شبی بیدار میبودم
درشتی پیکرم را زیر دست کوهکن دارد
نمیخوردم بر اعضا تیشه گر هموار میبودم
ز گردون شکوه بیجا چه گویم ز آنچه خود کردم
نمیبودم غمین گر خویش را غمخوار میبودم
ز غم چون شمع از شرح غمت خاموش میگشتم
زمانی گر ز شغل خویشتن بیکار میبودم
تو آن روزی که با رخسار چون گل در چمن بودی
چه میشد گر من آن خار سر دیوار میبودم
جدا کی مینمودم دیگر از دل عکس جانان را
اگر آیینهآسا محرم اسرار میبودم
به پیش چشمم اطراف چمن میبود زندانی
زمانی بیتو گر در جانب گلزار میبودم
در این دیر کهن قصاب نزد زاهدان من هم
اگر میداشتم سر صاحب دستار میبودم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأملات و احساسات خود دربارهٔ ناپایداری و تلخیهای زندگی میپردازد. او از امکانهای مختلف زندگی میگوید و حسرت میخورد که اگر در مسیر زندگی هشیارتر و بیدارتر بود، دستاوردهای بیشتری به دست میآورد. نگران غمها و از دست دادن فرصتهاست و حس میکند که اگر در ارتباط با خود و دیگران دلسوزتر بود، درد و غم کمتری را تجربه میکرد. همچنین به یاد روزهایی میافتد که معشوق به صورتی دلربا و شاداب در کنار او بود و حسرت میخورد که چرا خود نتوانسته است در آن لحظات بهتر عمل کند. شاعر به وضعیت زندگیاش در زمینهای از عرفان و وحدت وجود نگاهی عمیق دارد و به تصویر آیینه و چمن اشاره میکند تا تنهایی و جدایی خود را از محبوبش بیان کند.
هوش مصنوعی: اگر هشیار و هوشیار بودم، هرگز از مسیر خارج نمیشدم و اگر شب بیدار میماندم، به خانه میرسیدم.
هوش مصنوعی: بخشی از وجود من تحت تأثیر قدرت و خشونت کوهنوردی است و اگر هموار و صاف بودم، این درد و آسیبها را نمیچشیدم.
هوش مصنوعی: از آسمان و عظمت بیموردش چه بگویم، زیرا اگر خودم به کارهایی که انجام دادهام فکر کنم، نباید غمگین باشم. اگر کسی میبود که به خودم اهمیت میداد و غم من را میخورد.
هوش مصنوعی: از شدت غم، مانند شمعی که خاموش است، در وصف درد و رنج تو به حالت گنگ و خاموشی فرورفتهام. اگر زمانی شغلم را رها کنم و بیکار باشم، شاید بهتر بتوانم از این حال بیرون بیایم.
هوش مصنوعی: در روزهایی که چهرهی زیبایت مانند گلی در باغ میدرخشید، چه میشد اگر من آن خارِ روی دیوار بودم؟
هوش مصنوعی: اگر آینهای بودم که اسرار را محفوظ میداشت، هرگز دیگر نمیتوانستم تصویر محبوب را از دل خود جدا کنم.
هوش مصنوعی: در مقابل چشمانم، اطراف چمن مانند یک زندان به نظر میرسید، وقتی که تو در کنارم نیستی. حتی اگر در باغ گلزاری باشم، احساس آزادی نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: در این مکان قدیمی، اگرچه قصابی در کنار زاهدان قرار دارد، اما اگر من هم بهرهای از علم و معرفت داشتم، میتوانستم در مقام شخصی با مقام و منزلت بالا قرار بگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
مآل خویش می دیدم اگر بیدار می بودم
گرفتم پرده از کار جهان، بی پرده گردیدم
چنین رسوا نمی گشتم اگر ستار می بودم
به روی نقطه دل باز می گردید اگر چشمم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.