تا چون نگه توان شد دور از میان مردم
زنهار جا نسازی در خانمان مردم
پرواز گیر ای دل تا کی چو مرغ تصویر
حیران توان نشستن در آشیان مردم
چشم از زنخ بپوشان بردار دست از زلف
نتوان به چاه رفتن با ریسمان مردم
از حرص همچون کرکس تا کی در این بیابان
چشم طمع توان داشت بر استخوان مردم
خاکت به دیده ای نفس شرمی بیار تا چند
پر چون مگس توان زد بر گرد خوان مردم
قصاب همچو طوطی آیینه در برابر
تا چند میتوان زد حرف از دهان مردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معضلات و چالشهای زندگی اجتماعی میپردازد و دل را به پرواز و رهایی دعوت میکند. او نسبت به گرفتار شدن در تنگناها و وسوسههای جامعه هشدار میدهد و بر این نکته تأکید میکند که نباید در چنگال حرص و طمع گرفتار شد. همچنین، از زشتی تمایلات دنیوی و ناپاکیهای انسانی سخن میگوید و به احساس شرم در برابر مردم اشاره میکند. شاعر در نهایت با طعنه به کسانی که فقط به ظواهر و حرفها میپردازند، بر اهمیت صداقت و راستگویی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: هرگاه که بتوانی از میان مردم دور بمانی، مواظب باش که در زندگی دیگران فضولی نکنی و در کارهای آنان دخالت نکنی.
هوش مصنوعی: ای دل، تا چه زمانی مانند پرندهای که در آینه حیران است، میخواهی در آشیانه مردم بمانی؟ پرواز کن و آزاد زندگی کن.
هوش مصنوعی: به چهرهٔ زیبای محبوب ننگر و از زلف او دست بردار، زیرا نمیتوان با ریسمان دیگران به چاه رفت.
هوش مصنوعی: با حرص و طمع مانند یک کرکس تا چه زمانی میتوان در این بیابان به استخوانهای دیگران چشم دوخت؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که از خاک تو به چشم میزنم و در برابر آن شرمنده هستم، نمیتوانم مانند مگس به دور سفره مردم بچرخم.
هوش مصنوعی: قصاب به مانند طوطی است که در آینه به خود مینگرد و تا کی میتواند به حرفهایی که دیگران از دهانشان خارج شده، واکنش نشان دهد و حرف بزند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.