ای تندخو ز چیست که یارم نمیشوی
یک لحظه راحت دل زارم نمیشوی
هرگز ز دیده مست و خرابم نمیکنی
پیمانهوار رفع خمارم نمیشوی
یا رب چه وحشیای تو که در صیدگاه عشق
گر چرغ میشوم تو شکارم نمیشوی
درمان دردمند و دوایم نمیدهی
شمعی و زینت شب تارم نمیشوی
گویی که پیش غیر بگرد سرم مگرد
تنها که هیچ جای دچارم نمیشوی
قصاب را بگوی که آن شوخ در چمن
میگفت آن گلم که تو خارم نمیشوی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محبوبی سرکش و تندخو میپردازد که از محبت و توجه به او دریغ میورزد. او از عدم توجه محبوب و بهبود نیافتن حالش ناله میکند و احساس میکند که همچون شمعی در تاریکی تنها مانده است. با اشاره به درد و اندوه خود، از محبوب میخواهد تا به او رحم کند و به او محبت ورزد، در حالی که به نظر میرسد محبوب هیچگاه به او پاسخ مثبت نمیدهد. در نهایت، شاعر با اشاره به قصاب و گل، نشان میدهد که در دلش احساس تنهایی و ناامیدی عمیقتری نقش بسته است.
هوش مصنوعی: ای شخص تندخو، از چه چیزی است که نمیتوانی یک لحظه هم که شده یارم باشی و به دل زخمخوردهام آرامش ببخشی؟
هوش مصنوعی: هرگز نمیگذاری که از حالت مستی و نابسامانی بیرون بیایم و به گونهای مرا آرام نمیکنی که حال و هوای خمارم برطرف شود.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چقدر تو بیرحم هستی که در دنیای عشق اگر به تو نزدیک شوم، هنوز هم افتادهی شکار نمیشوی.
هوش مصنوعی: تو به من کمک نمیکنی تا دردهایم درمان شود، و حتی نمیکوشی که روشنایی و زیبایی شب تار من باشی.
هوش مصنوعی: گویی وقتی که با دیگران هستم، دچار نگرانی و مشکلات میشوم، اما اگر تنها باشم، هیچچیزی نمیتواند مرا آشفته کند.
هوش مصنوعی: به قصاب بگو که آن معشوقهی بازیگوش در باغ میگفت که من آن گلی هستم که تو هرگز نتوانی به خار تبدیل کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.